برگردان به زبان ساده
ای ضمیر تو غیب را جاسوس
وی تو مسعود و دشمنت منحوس
هوش مصنوعی: ای روح تو که در عالم غیب ناظر و آگاهی، در حالی که تو با خیر و خوشبختی همراهی، دشمن تو همواره بدی و ناپاکی است.
مدّتی رفت تا مرا کرمت
نه ز مطعوم داد و نه ملبوس
هوش مصنوعی: مدتی طول کشید تا لطف و محبت تو به من نرسید، نه غذایی به من دادی و نه لباس.
کرده یی حبس رسم من بی جرم
وین هم از بخت و طالع معکوس
هوش مصنوعی: من بدون اینکه مرتکب جرمی شده باشم، به زندان افتادهام و این نیز ناشی از بدشانسی و تقدیر نادرست من است.
چیست موجب که از میان رسوم
رسم من گشت ناگهان مطموس
هوش مصنوعی: چه چیزی باعث شد که ناگهان رسم و رسوم من از بین رفت و فراموش شد؟
مکن ایخواجه رسم من بفرست
مشکن بیش از این مرا ناموس
هوش مصنوعی: ای آقا، بیشتر از این آزردم نکن و در کار من مداخله نکن.
ور گناهی حوالت است به من
غلّه مطلق کن و مرا محبوس
هوش مصنوعی: اگر گناهی به من تعلق دارد، آن را کاملاً به خودم نسبت بده و مرا در بندی قرار بده.