برگردان به زبان ساده
ای رتبت تو ورای مقدار
وی همّت تو ستاره آثار
هوش مصنوعی: مقام تو بالاتر از هر اندازهای است و تلاش تو مانند ستارهای درخشنده است.
مدح تو فزون ز کنه فکرت
قدر تو برون ز حدّ گفتار
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو از آنچه در ذهن من میگذرد بیشتر است و ارزش تو فراتر از آن چیزی است که بتوان با کلمات بیان کرد.
دست تو نگون چو بخت دشمن
بخت تو چو چشم خصم بیدار
هوش مصنوعی: دست تو به اندازه بخت بد دشمن ناتوان است، و بخت تو مانند چشمی ناظر بر دشمن، همیشه در حال هوشیاری و بیداری است.
فرّاش قدر ز بهر قدرت
نه خیمۀ چرخ کرده طیّار
هوش مصنوعی: بیت به توصیف شخصی میپردازد که به رغم نازکی و ظرافتی که دارد، از قدرت و توانایی بالایی برخوردار است. اشاراتی به قابلیتهای ویژه و تأثیرگذار او در زندگی یا موفقیتهایش وجود دارد که نشان میدهد او میتواند بر موانع و چالشها فائق آید. در واقع، این شخص میتواند با وجود شرایط سخت، به اوج و موفقیت دست یابد.
قدر تو چو آتش آسمان سای
قهر تو چو خاک آدمی خوار
هوش مصنوعی: ای ارزش تو مانند آتش در آسمان است و خشم تو همچون خاکی است که انسانها را ناتوان و ذلیل میسازد.
در دست هنر ز خلق تو گل
در پای ستم ز کلک تو خار
هوش مصنوعی: در دستان هنری تو، زیباییهایی چون گل وجود دارد، در حالی که از زخمهای ناشی از ظلم و ستم، عواقب ناخوشایند مانند خار به وجود میآید.
چشم سر من تویی بتحقیق
ورنه ز چه یی چنین گهر بار؟
هوش مصنوعی: تو حقیقتاً چشمان من هستی، وگرنه از کجا میتوانستیم این همه زیبایی و درخشش را ببینیم؟
با لطف توام عتابکی هست
موزون، نه به حدّ رنج و آزار
هوش مصنوعی: محبت و kindness تو باعث شده که سختیها و ناملایمات برای من قابل تحمل باشند و به نوعی احساس درد و رنج نکنم.
صد دینارم خطی نوشتی
پیرارو، نبود از تو بسیار
هوش مصنوعی: پیر مرد، تو برای من نوشتهای به ارزش صد دینار، اما واقعا از تو انتظار بیشتری داشتم.
من خام طمع خیال بستم
کان را کرمت کند به ادرار
هوش مصنوعی: من به خیال خودم امید بستهام که تو به من لطف و مرحمت خواهی کرد.
یک سال به هر دری دویدم
نگرفت کسش بهیچ بر کار
هوش مصنوعی: یک سال تلاش کردم و به هر طرف رفت و آمد کردم، اما هیچ کسی به کمکم نیامد و هیچکاری پیش نرفت.
بازش به قلم دوباره کردی
زان هم نگشود نیم دینار
هوش مصنوعی: دوباره او را با قلم نوشتی، اما هنوز هم نیم دینار را نداشت.
باز آوردم به خدمت اینک
امسال چنان که پار و پیرار
هوش مصنوعی: امسال دوباره به خدمت شما برگشتم، مانند سالهای گذشته.
گر دادنیست زر بفرمای
ور نیست دوپاره کن بیکبار
هوش مصنوعی: اگر طلا میخواهی، بگو تا بدهم؛ و اگر نیست، یکجا دو تکهاش کن و تمام.
بر هیچکسم مکن حوالت
هم خود به خودیّ خویش بگزار
هوش مصنوعی: به هیچ کس وابسته نباش و همه چیز را به حال خود بسپار.
اینجا سخنی دگر بماندست
وان بر کرم تو نیست دشوار
هوش مصنوعی: در اینجا موضوعی دیگری باقی مانده که بر لطف و بزرگواری تو دشوار نیست.
هر چند که برمنست تقصیر
مرسوم سه ساله یاد می دار
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نزدیک به سه سال از خطای من میگذرد، به خاطر داشته باش که تقصیر آن بر عهده من است.