برگردان به زبان ساده
قدری شراب از رضیّ الّدین بخواستم
میداد وعده مدّتهای مدید بود
هوش مصنوعی: اندکی شراب از رضیالدین خواستم، اما او فقط وعدههایی برای مدتهای طولانی به من داد.
ناگاه دوش وعدة خود را وفا نمود
والحق ز خرّمی شب من روز عید بود
هوش مصنوعی: ناگهان شب گذشته به وعدهام وفا شد و واقعاً شب شادی و خوشحالی من مانند روز عید بود.
دیدم غلامکی و یکی ظرف مختصر
وانگه چگونه مختصری نامفید بود
هوش مصنوعی: من جوانی را دیدم که ظرفی کوچک در دست داشت و بعد متوجه شدم که آن ظرف کوچک هیچ فایدهای ندارد.
آبی به بوی گنده ولیکن به طعم بد
بدرنگ همچو جرعۀ جام صدید بود
هوش مصنوعی: آب، با وجود بوی ناخوشایندش، از نظر طعم، مزهی بد و ناخوشایندی دارد و مانند جرعهای از جامی میباشد که سرشار از ناخوشی است.
آغشته بد به دردی و خاشاک گفتیی
در بول اسب ریزۀ سرکین ترید بود
هوش مصنوعی: گفتی که چقدر پر از درد و مشکلات هستی؛ مانند ذراتی که در ادرار اسب شناورند و بیارزش به نظر میرسند.
گفتم همین زمان بر او باز برهلا
گو این مروّت از کرم تو بعید بود
هوش مصنوعی: به او گفتم که این بیوفایی و ستمگری تو، از بزرگواری و نیکوکاریات دور از انتظار بود.
این بادۀ چنین ز بتر جای آورند
گفتا آری از خم خواجه حمید بود
هوش مصنوعی: این نوشیدنی از جایی نادرست بهدست آمده است، اما گفته میشود که از میخانهی خواجه حمید آمده است.