برگردان به زبان ساده
دوش مخدوم من که تا جاوید
باد از جاه و بخت خود خشنود
هوش مصنوعی: دیشب سرور من، که همیشه به مقام و خوشبختیاش راضی باشد.
با من آن کرد از بزرگیها
که نه دید آنچنان کسی نه شنود
هوش مصنوعی: او از روی بزرگی و عظمت خود با من رفتاری کرد که هیچکس نه دیده و نه شنیده است.
دست انعام او بصیقل لطف
زنگ انده زخاطرم بزدود
هوش مصنوعی: دست بخشش او به قدری لطیف و مهربان است که غم و اندوه را از یادم میبرد.
بسته از من مدیح خویش و بخواند
وز ستودنش جان من آسود
هوش مصنوعی: بسته به اینکه من نمیتوانم خودم را به خوبی توصیف کنم، او به ستایش من پرداخته و از این ستایش، روح من آرامش یافته است.
سخن ارچه نبد زدست بلند
لیک از آن دست پایه اش بفزود
هوش مصنوعی: اگرچه سخن از قدرت و بلندی برخوردار نیست، اما به خاطر اصالت و ارزش خود، اعتبارش بیشتر میشود.
بحر شعرم چو بحر دستس دید
آتشی گشت ورو برآمد دود
هوش مصنوعی: شعر من مانند دریای عمیق است و هنگامی که به آن دست زدی، آتش و دودی از آن برخواست.
نقد شعرم سیاه روی آمد
برمحکّ اناملش چو بسود
هوش مصنوعی: شعر من به شدت زیر نظر و قضاوت او قرار گرفته است، مانند این که با دقت و وسواس بر شستی انگشتانش بررسی میشود.
زانکه اشعار بود دست خوشش
چون بدستش رسید شعرم زود
هوش مصنوعی: چون این شعر به دست او رسید، خوشحال شد و به خاطر شعرهایش احساس خوبی پیدا کرد.
خوش شد از دست او به ذوق ارچه
از بشاعت زبان همی فرسود
هوش مصنوعی: از خوشحالیِ او، به شعف رسیدم هرچند زبانم از زیباییاش تحلیل رفته است.
بس که در وی سیاه کاری بود
گشت حالی بدست او مأخود
هوش مصنوعی: به خاطر وجود کارهای ناپسند و سیاه در او، حال او به گونهای شد که به شدت دچار مشکل و پریشانی گردید.
زان بتیغ زبان بیاوردش
که سراپای بود عیب آلود
هوش مصنوعی: با صحبتهای تند و برندهاش تأثیر عمیقی بر او گذاشت که تمام وجودش از عیبها و نقصها پر شده بود.
این که شد بیت را میان به دو نیم
اثر خنجر زبانش بود
هوش مصنوعی: اینکه این شعر به دو نیم شده، به خاطر تاثیر تندویی و تیززبانیش است.
شرف دستبوش او دریافت
شعر هندو نهاد دود اندود
هوش مصنوعی: دستبوس او، شرف و منزلت را دریافت کرد و شعر هندو را به نمایش گذاشت که رنگی سیاه و دودی دارد.
تر شد اندر جوار بحر کفش
چون بدست مبارکش بیسود
هوش مصنوعی: در کنار دریا، کفش او تر شد، چون دست مبارکش بیفایده بود.
چون سخن زیر دست اوست چرا
زبردست جای او فرمود
هوش مصنوعی: وقتی که سخن در اختیار اوست، چرا کسی دیگری که توانایی بالاتری دارد، مجبور به فرماندهی او شده است؟
بر زبان مبارکش چو برفت
صد هزاران گهر ازو بربود
هوش مصنوعی: وقتی سخنان شیرین و گرانبهایی از او بیرون آمد، مانند هزاران جواهر ارزشمند بود که از او گرفته شد.
در بهین دست بهر آرایش
آن عروسان زشت را بنمود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زیباترین و بهترین تزیینات و آرایشها به منظور زیبا جلوه دادن عروسهای نازیبا به کار رفته است.
حضرت او و آنگهی من و نطق
این چنین لاف عاقلی پیمود؟
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به جایگاه و مقام والای حضرت امیر (علیهالسلام) اشاره میکند و با تعجب و تحیر میگوید که چگونه من در کنار او که اینچنین درخشان و معصوم است، میتوانم ادعای عقل و درایت کنم. این بیان نگرانی و تردید شاعر را در مقایسهی خود با مقام والا و سخن تیز حضرت نشان میدهد.
چون زبان را بمهر لا احصی
دید، بر من عنایتش بخشود
هوش مصنوعی: زمانی که زبان به حدی از بندگی و ادب میرسد که نمیتواند به درستی از نیکوییهای او صحبت کند، توجه و رحمتش به من جلب میشود.
تا که از هر زبان نیالاید
خویشتن عرض خویشتن بستود
هوش مصنوعی: تا زمانی که هیچ زبانی نتواند درباره من صحبت کند، باید خودم از ویژگیها و خوبیهایم بگویم.
می شنیدم ز چرخ بانگ صدقت
چون زبان را بمدح خود بگشود
هوش مصنوعی: میشنیدم که وقتی چرخ (سرنوشت یا روزگار) صدای تو را بلند کرد، زبان به تعریف و تمجید خود باز کرد.
ای دریغا! چو نیست قوّت عذر
شرح این لطف بیشمار چه سود؟
هوش مصنوعی: متاسفانه زمانی که نتوانم به درستی از این محبت بینظیر سخن بگویم، چه فایدهای دارد؟