برگردان به زبان ساده
زهی ستوده خصالی که با کفایت تو
همی نیارد تیر فلک تغفّل کرد
هوش مصنوعی: چه خوب است که با ویژگیهای ستودنیات، تیرهای ناامیدی و غفلت روزگار هرگز به تو آسیب نمیزند.
تویی که هرکه زخاک جناب تو بگذشت
همه حکایت دلداری و تفضّل کرد
هوش مصنوعی: تو هستی که هر کسی که از خاک و زمین تو عبور کرده، همه داستانها و یادهایی از مهربانی و بخشندگی تو را نقل کرده است.
زرنگ خامه و نظم حدیث تو هر سال
عروس ملک بزّر و گهر تجمّل کرد
هوش مصنوعی: قلم تو با هوشیاری و نظم، هر سال مانند عروسی زیبا و درخشان، زینت بخش داستان و گفتگوهای تو میشود.
نسیم خلق تو با سینه های غمگینان
همان کند که دم نو بهار با گل کرد
هوش مصنوعی: نسیم لطیف وجود تو با دلهای غمگین همان تأثیری را دارد که بادی که در آغاز بهار میوزد بر روی گلها میگذارد.
چو سنگ زیر تویی آسیای ملکت
ضرورتست ترا بارما تحمّل کرد
هوش مصنوعی: تو همچون سنگی هستی که زیر آسیای سرزمینت قرار گرفتهای و این وضعیت برای تو ضروری است. بار این شرایط را تحمل کن.
به آب لطف تو میگردد آسیای هنر
هزارباره خرد اندرین تأمّل کرد
هوش مصنوعی: با کمک و نیکی تو، هنر همچون آبی در درون آسیاب در حال چرخش است و در این تفکر، خرد و اندیشه به باروری میرسد.
بخدمت تو رهی را وسیلت خود ساخت
کسی که عمر خود اندر سر توکّل کرد
هوش مصنوعی: کسی که تمام عمرش را بر اعتماد به تو سپری کرد، راه رسیدن به تو را برای خود هموار ساخت.
چنان مکن که خجل گردد اندرین که رهی
به پای مردی لطف تو این تقبّل کرد
هوش مصنوعی: چنین نکن که سبب خجالت کسی شوی، زیرا که او به خاطر خوبی و لطف تو این مسیر را انتخاب کرده و به پا گذاشته است.
ببین چگونه بود در مقام بخشایش
کسی که از همه عالم بمن توسّل کرد
هوش مصنوعی: ببین چگونه کسی که در مقام بخشش است، به من روی آورد و از همه جهان درخواست کمک کرد.