برگردان به زبان ساده
چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
خوش آنکه عاریتی را به اختیار گذاشت
هوش مصنوعی: چمن به خاطر سرما و گذشت زمان، برگ و شاخههایش را رها کرد. خوب است که آنچه به ما داده شده، در اختیار خودمان باشد.
بس است سردی فصل خزان کنون باید
هوای زهد خنک را به یک کنار گذاشت
هوش مصنوعی: کافی است که از سردی و تاریکی پاییز خسته شدهایم، حالا وقتش فرا رسیده که به هوای زهد و آرامش دلگرم شویم.
خزان رسید و به آزادگی ثمر شد نخل
فشاند برگ به شکر همین که بار گذاشت
هوش مصنوعی: پاییز فرا رسید و نخل به طرز زیبا و آزادی برگهایش را رها کرد. به محض اینکه میوه بدهد، برگها را با لطافت به زمین میریزد. نخل در زمان همزمانی با بارور شدن، به شکر و زیباییاش ادامه میدهد.
تو نیز پنجه ز می رنگ کن که باد خزان
حنا به دست عروسان شاخسار گذاشت
هوش مصنوعی: تو هم دستت را به رنگ می بزن که درختان به خاطر باد خزان، حنا به دست عروسان گذاشتهاند.
چو سایه در قدم شاهدان بستان باش
که برگ ریز به پای همه نگار گذاشت
هوش مصنوعی: همچون سایه در کنار معشوقان باغ باش، زیرا که گلبرگها به پای همه ی معشوقان ریخته میشود.
دلم به حلقهٔ زلف نگار خود را بست
به این وسیله سری در کنار یار گذاشت
هوش مصنوعی: دل من به زلف معشوقهام گره خورده است و به همین دلیل سرم را در کنار یارش قرار دادهام.
ز انقلاب سپهر دو رو عجب دارم
که بیقراری ما را به یک قرار گذاشت
هوش مصنوعی: از تغییرات آسمان و دنیای دوگانه تعجب میکنم که چگونه ناآرامی ما را به یک آرامش خاصی رساند.
چنان ممیر که چیزی بماند از تو به جا
به غیر نام نباید به یادگار گذاشت
هوش مصنوعی: به گونهای زندگی کن که تنها نامت از تو باقی بماند و هیچ چیز دیگر به یادگار نگذاری.
چه میتوان ز پریشان تیرهروز گرفت
کلیم دعوی دل را به زلف یار گذاشت
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و ناامیدی، چه کاری میتوان انجام داد؟ کلیم (از شخصیتهای ادبی) دعوی عشقش را به زلف یار سپرده است.