برگردان به زبان ساده
پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت
ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت
هوش مصنوعی: با رسیدن پیری، دوران جوانی به پایان رسید و توان جسمی از تحمل بار سنگین ناامید شد.
باریکبینیات چو ز پهلوی عینک است
باید ز فکر دلبر لاغر میان گذشت
چون دقت نگاهت از طریق عینک است ( چشمانت بر اثر پیری کم سو شده است ) باید از فکر و خیال درباره معشوقی خوش اندام و باریک میان بگذری.
وضع زمانه قابل دیدن دو بار نیست
رو پس نکرد هر که از این خاکدان گذشت
هوش مصنوعی: وضع و حال زمانه را نمیتوان دوبار مشاهده کرد؛ هر کس که از این سرزمین رفت، دیگر نمیتواند به عقب برگردد.
در راه عشق گریه متاع اثر نداشت
صد بار از کنار من این کاروان گذشت
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، اشکهایم هیچ تاثیری نداشتند و بارها کاروانی از کنار من عبور کرد.
از دستبرد حسن تو بر لشکر بهار
یک نیزه خون گل ز سر ارغوان گذشت
تو چنان زیبا هستی که انگار زیبایی ات را از بهار گرفته ای. آن هم در یک نبرد که در خلال آن از حمله کردن تو از زخم نیزه ای که بر گل ارغوان خورد خون از سر آن جاری شد
حبالوطن نگر که ز گل چشم بستهایم
نتوان ولی ز مشت خس آشیان گذشت
هوش مصنوعی: عشق به میهن را در نظر بگیر که نمیتوانیم از زیباییهای آن چشم بپوشیم، اما میتوانیم از خاطرات و رنجهای ناشی از آن عبور کنیم.
طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی
یا همتی که از سر عالم توان گذشت
هوش مصنوعی: طبیعتی پیدا کن که بتوانی با آن جهانی را بسازی یا ارادهای داشته باش که از مرزهای دنیا فراتر برود.
مضمون سرنوشت دو عالم جز این نبود
آن سر که خاک شد به ره از آسمان گذشت
هوش مصنوعی: سرنوشت هر دو جهان جز این نبود که سرِ انسانی که به زمین افتاد، از آسمان عبور کرده است.
در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست
در قید نام ماند اگر از نشان گذشت
هوش مصنوعی: در مکتب ما، مفهوم خلوص و عدم وابستگی به دنیا هیچگاه به پایان نمیرسد. اگر کسی از نشانهها و نشانهگذاریها فراتر برود، نام و نشانی از او باقی میماند.
بیدیده راه گر نتوان رفت پس چرا؟
چشم از جهان چو بستی از او میتوان گذشت
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم با چشم خود راهی را بپیماییم، پس چه دلیلی وجود دارد؟ وقتی که از دنیا چشم میپوشیم، میتوان از آن عبور کرد.
بدنامی حیات دو روزی نبود بیش
آن هم کلیم با تو بگویم چهسان گذشت
هوش مصنوعی: بدنامی زندگی فقط دو روز بیشتر دوام نداشت، و من میخواهم با تو بگویم که چگونه گذشت.
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل از جهان گذشت
هوش مصنوعی: یک روز، تمام وقت من به این موضوع گذشت که دل خود را به دیگران وابسته کنم و در روز دیگر، زمانم صرف این شد که آن وابستگیها را از بین ببرم و از دلم بکنم.