برگردان به زبان ساده
پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است
راحت درین چمن بر نخل بریده است
هوش مصنوعی: دل همیشه از ناامیدی آرامش یافته است، مانند اینکه در این باغ بر نخیلی که بریده شده است، راحت نشسته باشد.
صبرم به جستن دل گمگشته رفته است
طفل سرشک در پی رنگ پریده است
هوش مصنوعی: صبری که برای پیدا کردن دل گمشدهام داشتم، حالا به سراب تبدیل شده است. مانند کودکی که اشک میسوزاند و در پی رنگی میگردد که دیگر وجود ندارد.
با گریه خندهرویم و با ناله گرم خون
باز از شراب غصه دماغم رسیده است
هوش مصنوعی: با اشک و خنده به زندگی ادامه میدهم و با زاری، دلم پر از غم و درد است. همچنان که از خماری غصهها رنج میبرم.
شاد است بخت بد که به مفتم ز دست داد
گوئی مرا فروخته یوسف خریده است
هوش مصنوعی: بخت بد من خوشحال است که به من آسیب رسانده و انگار که مرا فروخته و یوسف را خریده است.
بیمزد دست، خار ز پائی نمیکشد
همراهی زمانه بدینجا کشیده است
هوش مصنوعی: انسان بدون پاداش، قدمی در راه نمیگذارد. زمانه به این وضعیت او را رسانده است.
تا چند نیش عقربی از دخل کج خورم
کسب کمال شعر دلم را گزیده است
هوش مصنوعی: چقدر باید تحمل نیشهای زهرآگین را داشته باشم تا به کمال برسم؟ شعر دل من، با گزیدگیاش، نشاندهنده این دردهاست.
رنگین سخن گمان نبری خویش را، کلیم
کز خامهٔ بریده زبان خون چکیده است
هوش مصنوعی: به خیال نرو که حرفهایت زیبا و رنگین است، زیرا کلیم (موسى) از قلمی که بریده شده، خون میچکید.