برگردان به زبان ساده
از من غبار بسکه به دلها نشسته است
بر روی عکس من در آئینه بسته است
هوش مصنوعی: غبار زیادی بر دلها نشسته است و بر روی تصویر من در آینه، غباری ایجاد شده است.
اندیشهای ز تیر و کمان شکسته نیست
زآهم نترسد آنکه دلم را شکسته است
هوش مصنوعی: فکری در قلب من وجود ندارد که از تیر و کمان شکسته تر باشد؛ کسی که دل مرا شکسته است، نباید از صدای آهم بترسد.
خوار است آنکه تا همه جا همرهی کند
نقش قدم به خاک ازینرو نشسته است
هوش مصنوعی: کسی که در همه جا از خود اثری میگذارد و همیشه در پی جلب توجه دیگران است، در واقع خودش را کوچک کرده و این کار او از روی ضعف و ناتوانیاش است.
روشندلان فریفتهٔ رنگ و بو نیند
آئینه دل به هیچ جمالی نبسته است
هوش مصنوعی: افراد فرهیخته و آگاه تحت تأثیر زیباییهای ظاهری قرار نمیگیرند، زیرا دل آنها به هیچ جذابیتی وابسته نیست.
وحشی طبیعتم، گنه از جانب من است
نامم اگر ز خاطر احباب جسته است
هوش مصنوعی: طبیعت وحشی من باعث شده که اگر نامم از یاد دوستان رفته، تقصیر خودم است.
بر توسن ارادهٔ خود کس سوار نیست
در دست اختیار عنان گسسته است
هوش مصنوعی: هیچکس بر اسب ارادهات سوار نیست و خودت بر سر اختیار و کنترل خودت حاکم نیستی؛ رشته امور از دستت خارج شده است.
کار کلیم بسکه ز عشقت به جان رسید
ناصح به آب دیده ازو دست شسته است
هوش مصنوعی: کلیم، که به خداوند بسیار نزدیک است، به خاطر عشق تو به مقام بلندی رسیده است. نصیحتکننده نیز از عشق تو غافل شده و حتی اشکهایش را برای تو کنار گذاشته است.