برگردان به زبان ساده
جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت
به خاک تا نفتاد این گهر صفا نگرفت
هوش مصنوعی: دل من هیچوقت پاک نشد، جز اینکه از غبار ذلت و حقارت آزاد شود. این گوهر درخشان هنگامی میتابد که بر خاک نیفتد.
ز دستبرد حوادث گریخت یکسر تیر
هدف به دشت بلا نیز جای ما نگرفت
هوش مصنوعی: از آسیبهای ناشی از حوادث فرار کردم، بهطوریکه حتی در میدان مشکلات و بلاها نیز نتوانستم جایی برای خود پیدا کنم.
رمیدهاند چنان از خط هواداران
که زلف جانب رخسارهٔ ترا نگرفت
هوش مصنوعی: آنها به قدری از عشق و محبت دور شدهاند که حتی زلفهای زیبای تو نتوانسته است آنها را به سمت خود جلب کند.
شکار نعمت دنیا نمیشود قانع
بلی ز دانه فشانی کسی هما نگرفت
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند با نعمتهای دنیوی قناعت کند و به همین دلیل، افرادی که در تلاش برای تأمین معیشت هستند، همیشه در پی دستاوردهای بیشتری خواهند بود. در واقع، آنچه که در زندگی اهمیت دارد، تلاش برای به دست آوردن و بهرهوری از فرصتهاست.
ز کینهجوئی ما دشمنان ملول شدند
ولی هنوز دل دوست از جفا نگرفت
هوش مصنوعی: دشمنان از کینهتوزیهای ما خسته شدهاند، اما هنوز دل دوست بر اثر ناسپاسی آزرده نشده است.
ز عشق رنگ نداری به دوست رو منما
سرشک اگر ز رخت رنگ کهربا نگرفت
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، چهرهام رنگی ندارد؛ اگر اشکم بر صورت من بیفتد، این نشانهای از زیباییات نیست، بلکه این رنگ کهربایی که در چهرهات دیده میشود، به این دلیل است که من تحت تأثیر تو قرار گرفتهام.
به راه فقر و فنا منت از کسی داریم
که گر ز پای فتادیم دست ما نگرفت
هوش مصنوعی: در مسیر دشواری و نابودی، از کسی انتظار کمک داریم که حتی اگر ما به زمین بیفتیم، دست ما را نگیرد.
اصول رقص سپند از نهاد او مطلب
کسی کز آبله اخگر به زیر پا نگرفت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که از قدرت و انرژی درونی خود بهرهمند است، میتواند به خوبی زندگی را تجربه کند و در شرایط سخت هم به پا بایستد. او نیاز ندارد که به دیگران برای الهام گرفتن یا تأثیرپذیری تکیه کند، زیرا خود از یک نیروی پایدار و سرکش برخوردار است که او را در مواجهه با چالشها یاری میکند.
کلیم یکره از آن شوخ زود سیر بپرس
وفا چه کرد که در خاطر تو جا نگرفت؟
هوش مصنوعی: ای کلیدِ راز، از آن بانوی خوشخلقت بپرس که وفایش چه کرد که در دل تو جایی پیدا نکرد؟