برگردان به زبان ساده
ضعفم مدد ز قوت صهبا گرفته است
دستم عصا ز گردن مینا گرفته است
هوش مصنوعی: ضعف و ناتوانیام از قدرت شراب به من کمک میکند و دستم مثل عصا به گردن مینا تکیه کرده است.
کلک قضا مداد خط سرنوشت ما
گوئی ز درد آتش سودا گرفته است
هوش مصنوعی: سرنوشت ما به گونهای نوشته شده که گویی دست تقدیر تحت تاثیر درد و رنجی ناشی از عشق و احساسات سوزان قرار دارد.
این نه صدف ز گوهر آسودگی تهی است
آهم خبر ز عالم بالا گرفته است
هوش مصنوعی: این صدف خالی از گوهر آرامش نیست؛ نالهام نشانهای از وجود عالم دیگری است.
تخم نهال سرد شود دانههای اشک
تا قامتش به چشم دلم جا گرفته است
هوش مصنوعی: دانههای اشک مانند نهالی که سرد شده است، در دل من جا گرفتهاند و این اشکها به خاطر قد و قامت کسی است که در دل من نشسته است.
چیزیکه باز پس طلبند از جهان مگیر
عاقل همین کناره ز دنیا گرفته است
هوش مصنوعی: چیزهایی که از دنیا پس گرفته میشود، به دست نیاورید. فرد باهوش همینطور از دنیا فاصله گرفته است.
دارم رهی به پیش که انگشت خارها
از من حساب آبلهٔ پا گرفته است
هوش مصنوعی: من در حال پیشرفت هستم، اما به خاطر درد و مشکلاتی که دارم، احساس میکنم که در این مسیر با چالشهایی روبرو هستم.
صبحی است عارضت که دل از آب و رنگ آن
سامان اشکریزی شبها گرفته است
هوش مصنوعی: صبحی فرارسیده که دل به خاطر زیبایی و رنگارنگی تو، شبها از اشک پر شده است.
زان برق حسن کآفت هر گوشهگیر شد
آتش در آشیانهٔ عنقا گرفته است
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و درخشش حسن، هر گوشهای که انسان میرود، تحت تأثیر قرار میگیرد و آتش شور و شوق به جانش میافتد. این زیبایی به قدری جذاب است که حتی در دورافتادهترین جاها نیز احساس میشود.
غیر از زیان ندیده به راه طلب کلیم
گر زانکه قطره داده و دریا گرفته است
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی حقیقت است، به جز ضرر و زیان چیزی نصیبش نمیشود. چرا که او همانند کسی است که تنها یک قطره آب را میگیرد اما در عوض دریای بزرگی را از دست میدهد.