برگردان به زبان ساده
دلا چه شکوه بیهوده از قضا داری
طبیب را چه گنه درد بیدوا داری
هوش مصنوعی: ای دل، چرا بیهوده از سرنوشت شکایت میکنی؟ پزشک چه تقصیری دارد که دردی به دل نداشتهات میکشی؟
چگونه رو ننمائی بما تهی دستان
تو کز نقاب تمنای رونما داری
هوش مصنوعی: چطور میتوانی خود را به ما نشان دهی در حالی که تو با دستان خالیات، از نقاب آرزوی خود درخشش و نمایان شدن داری؟
اگر تو دست دهی باغ می کند سودا
بهار را بخزانی که در حنا داری
هوش مصنوعی: اگر تو دستت را به کسی بدهی، او خواب و خیالی از شکوفههای بهاری را در دل خواهد پروراند و تو با در دست داشتن حنای خود، به او نشان خواهی داد که میتوانی او را از آن خیالات دور کنی.
دلا همای سعادت نه زیر این سقف است
برون رو ار هوس سایه هما داری
هوش مصنوعی: ای دل! خوشبختی تو زیر این سقف نیست؛ بیرون برو که اگر خواهان سایهی خوشبختی هستی، باید در جستجوی آن باشید.
حجاب بیش کن از هر که عیب دان تو اوست
مبین در آینه خود را اگر حیا داری
هوش مصنوعی: از هر کس که عیبی را به تو نسبت میدهد، دوری کن و در آینه خودت را ننگر اگر حیا داری.
نه صبر ماند بجا و نه دل تو هم ایجان
زتن در آی دگر در وطن کرا داری
هوش مصنوعی: نه صبر و تحملی باقی مانده و نه دل تو از این بدن جداست، پس بیا و در وطن خودت را پیدا کن، که دیگری برای تو نیست.
چنان بکج نظری مایلی دلا که مدام
بدست آینه و روی بر قفا داری
هوش مصنوعی: دلخوشی تو تا حدی کجنظر است که همیشه به دنبال زیباییها در آینهای و در عوض، به عقب و پشت خود نگاه میکنی.
کلیم غم ز پی روز بد ذخیره مکن
بخور بخاطر جمع آنچه هست تا داری
هوش مصنوعی: غصه فردا را نخور و نگران روزهای بد نباش؛ از نعمتهایی که در حال داری بهره ببر و از آنها لذت ببر.