برگردان به زبان ساده
غرور حسنش از بس با اسیران سرگران کرده
زره برگشته تیرش استخوانم گر نشان کرده
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت او به حدی است که دلهای اسیران عشق را به خود مشغول کرده است. حالا تیر عشقش به قلب من نشسته و دیگر توان تحمل آن را ندارم.
بعاشق دشمنست آنسانکه هرگز گل نمی بوید
ز گلزاری که دروی عندلیبی آشیان کرده
هوش مصنوعی: عاشق به گونهای است که هرگز عطر گل را از باغی نمیچشد که در آن پرندهای ساده و زاهد زندگی میکند.
بر آن لب خال مشکین چیست، نقاش ازل گویا
ز کار خویش چیزیرا که خوش کرده نشان کرده
هوش مصنوعی: در مورد لبانی که خال مشکی دارد، به نظر میرسد نقاشی ازل برای نشان دادن زیبایی خاصی که خلق کرده، چیزی را به تصویر کشیده است.
گهی از ناوک آه سیه روزان حذر میکن
که مژگان تو پشت طاقت ما را کمان کرده
هوش مصنوعی: گاهی از تیرکمان غمگینان بپرهیز، زیرا مژگان تو مانند سلاحی بر دشواریهای ما تاثیر گذاشته است.
نمی دانم چرا مردم بخونش تشنه تر گردد
صراحی در تن ساغر اگر صد بار جان کرده
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا مردم بیشتر به خون او تشنه میشوند، حتی اگر این جام پر از خوشی و زندگی باشد و بارها جان خود را هم فدای او کنند.
اگر چه دیده ام خود می برد در جستجوی او
ز بینابی بهر سو باز قاصدها روان کرده
هوش مصنوعی: هر چند خودم را به جستجوی او مشغول کردهام و چشمم در دنیای بیهدف به دنبال اوست، اما باز هم پیامرسانها در هر طرف در حال حرکتاند.
دهن گر از هجوم بوسه خواهان کرده رو پنهان
کمر خود را چرا از دیده مردم نهان کرده
هوش مصنوعی: اگر دهان تو از محبت بوسهها پر شده و به خاطر آن پنهان شدهای، چه دلیلی دارد که کمر خود را از دید مردم پنهان کنی؟
نه اشک از دیده سودی دید و نه نظاره بهبودی
درین دریای خون هر کس مسافر شد زیان کرده
هوش مصنوعی: در این دنیای پر از درد و رنج، نه گریه کردن سودی دارد و نه تماشای زیباییها بهبودی به همراه میآورد. هر کسی که در این دریا غرق شود، تنها متضرر خواهد شد.
کلیم از دست بیداد تو کی باز از فغان دارد
زبانی را که وقف مدحت شاه جهان کرده
هوش مصنوعی: کلیم که از بیعدالتی تو رنج میبرد، چگونه میتواند فریاد بزند؟ او که زبانش را برای ستایش پادشاه جهان وقف کرده است.