برگردان به زبان ساده
تا کی خورم غم دل با نیم جان خسته
دست شکسته بندم بر گردن شکسته
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که با دل غمگین و جان خسته زندگی میکنم و با دستهای شکسته، بار سنگینی را بر دوش میکشم.
جمعیت حواسم ناید بحال اول
گمگشته دانه ای چند از سبحه گسسته
هوش مصنوعی: توجه من به حال و هوای گذشته از میان رفته و مانند دانهای گمشده از تسبیح در میان جمعیت پراکنده شدهام.
یکدسته کرده دوران گلهای نه چمن را
وز آن زه گریبان بر دسته رشته بسته
هوش مصنوعی: دوران گلهای چمن را به یک دسته جمع کردهاند و از آن گل، دستهای به گریبان آویزان شده است.
اهل جهان نشانشان یکرنگ آشکارست
گرد نفاق دلها بر چهره ها نشسته
هوش مصنوعی: افراد صادق و راستگو دارای نشانهای مشخص و واضح هستند، اما در دلهای ناپاک، رنگ نفاق و دورویی بر چهرهها حکمفرماست.
مشکل ز تن برآید جان علایق آسود
چسبیده بر غلافست شمشیر زنگ بسته
هوش مصنوعی: وقتی که مشکلات جسمی و وابستگیها از بین بروند، روح انسان آرامش پیدا میکند؛ اما مثل شمشیری که در غلاف زنگ زده است، هنوز چیزی مانع از بیرون آمدن آن و به کار گرفتن ظرفیتهای واقعیاش میشود.
دارم دلی که هرگز نشکسته خاطریرا
بیمار گشته از غم، پرهیز اگر شکسته
هوش مصنوعی: دل من هیچ وقت نشکسته، اما خاطری بیمار شده از غم. اگر دل بشکند، باید از آن دوری کرد.
در دامگاه عشقت جانکاه صید و صیاد
مرغ پریده از دام تیر ز صید جسته
هوش مصنوعی: در دام عشقت، شکار و شکارچی هر دو در شرایط سختی به سر میبرند، اما پرندهای که از دام رها شده است، از تیر و بلا فرار کرده و به آزادی رسیده است.
اشکت کلیم نگذاشت در نامه ها سیاهی
بهر که می فرستی مکتوبهای شسته
هوش مصنوعی: اشکهای تو مانند کلیم است و اجازه نمیدهد که در نامهها اثری از سیاهی وجود داشته باشد، هر کسی که مکتوبهای پاک و بدون لغزش بفرستد.