برگردان به زبان ساده
قربان آن بناگوش وان برق گوشواره
با هم چه خوش نمایند آن صبح و این ستاره
هوش مصنوعی: من به زیبایی آن صورتک و درخشش گوشوارهاش، که صبح و ستاره را به یکدیگر پیوند میزنند، عشق میورزم.
مائیم و کهنه دلقی دلگیرِ از دو عالم
سر چون جرس کشیده در جَیب پارهپاره
هوش مصنوعی: ما هستیم و یک لباس کهنهای که از دو دنیا دلخور است، مانند زنگی که در یک کیسه پاره و خراب به صدا درآمده است.
چون کار رفت از دست گیرد سپهر دستت
دریا غریقِ مرده افکنده بر کناره
هوش مصنوعی: وقتی که کار از دستت خارج شد، زمان به گونهای عمل میکند که تو را در ورطهای عمیق و ناامن میاندازد، مانند فردی که در دریا غرق شده و بر لبهی آن دراز کشیده است.
روز از برم چو رفتی شب آمدی بخوابم
این است اگر کسی را عمری بوَد دوباره
هوش مصنوعی: وقتی که تو از کنار من رفتی، روز تمام شد و شب سایه افکند. حالا اگر کسی عمری داشته باشد، ممکن است دوباره به خواب برود و آرامش یابد.
روشندلان ندارند دلبستگی به فرزند
بر شعله سهل باشد مهجوریِ شراره
هوش مصنوعی: روشندلان به فرزندان خود وابسته نیستند، زیرا برای آنها راحتتر است که از شعلۀ عشق و هیجان دور شوند.
آن نشئهای که بخشد بگذشتن از دو عالم
در کیش میکِشان چیست یک مستی گذاره
هوش مصنوعی: آن حالت سرخوشی و نشئهای که به انسان این قدرت را میدهد تا از دو جهان عبور کند و به مقام قدسی برسد، چیست جز یک نوع مستی عمیق و دلانگیز؟
با چرخ سرفرازی نتوان ز پیش بردن
جایی که سقف پست است نتوان شدن سواره
هوش مصنوعی: برای رسیدن به اوج و موفقیت، انسان نمیتواند از موانع و مشکلات عبور کند، زیرا در جایی که شرایط مناسب و زمینهای برای رشد وجود ندارد، پیشرفت یا موفقیت ممکن نیست.
همچون کلیم دیگر یک نامشخصی کو
آگاه و مستِ غفلت پُر شغل و هیچکاره
هوش مصنوعی: شخصی شبیه به کلیم (موسی) وجود دارد که در وضعیتی نامشخص و غافل است، و در عین حال مشغول کارهایی است که در واقع هیچ ارزشی ندارد.