برگردان به زبان ساده
عصا و رعشهای در دست از پیری به ما مانده
ز دستانداز ضعف این است اگر چیزی به پا مانده
هوش مصنوعی: از اثر پیری، عصا و لرزشی در دست دارم. این نشانه ضعف است و اگر چیزی هنوز از من باقی مانده، به خاطر مقاومت و استقامت من است.
ز خرمنها رود بر باد کاه و حیرتی دارم
که چون کاه تنم از خرمن هستی به جا مانده
هوش مصنوعی: از انبوهی که وجود دارد، چیزی کم شده و من در حیرت هستم که چرا مثل کاه، وجودم از این انبوه هستی فقط به اندازهای کم و ناچیز باقی مانده است.
ز بار جامه از ضعف بدن در زیر دیوارم
تنم مانند نال خامه در زیر قبا مانده
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف بدنیام، به زیر دیوار تکیه دادهام و وضعیت جسمیام به گونهایست که مانند یک قلم شکستهای در زیر لباس ماندهام.
نگاهم بر قد این سروبالایان نمیافتد
که سر همچون کمان حلقهام بر پشت پا مانده
هوش مصنوعی: نگاه من به قد بلند این کسانی که همچون سرو هستند نمیرسد، زیرا من خودم به خاطر قوس کمانی که دارم، به پایین خم شدهام.
فلک با این همه حرصی که در پردهدری دارد
دل ما همچنان در پرده شرم و حیا مانده
هوش مصنوعی: با وجود تمام تلاشها و حرصهای آسمان برای فاش کردن رازها، دل ما همچنان در پردهای از شرم و حیا باقی مانده است.
گل خاکی که بیخارست در راه طلب نبود
به پایم یادگار هر گلی خاری جدا مانده
هوش مصنوعی: گل خاکی که خار ندارد، نشانهای از سفری در تلاش و جستجوست. به یادگار، هر گلی که دور از خاری باشد، نشاندهندهی تجربهها و چالشهایی است که از آنها گذشتهایم.
به درویشی چنانم نقش نسبت خوشنشین گشته
که همچون سکهام بر تن نشان بوریا مانده
هوش مصنوعی: من به دیانت و صداقت درویشوار زندگی میکنم و نشانههایی از سادگی و بیپیرایهگی بر وجودم باقی مانده است، مانند اینکه یک سکه بهشکل و ویژگیاش معروف است.
عصای کور میدزدند اهل عالم از خست
توقع از که میداری که گیرد دست وامانده
هوش مصنوعی: افراد دنیای امروز انتظار دارند که دیگران به آنها کمک کنند، در حالی که خودشان در حال بهرهبرداری از دیگران هستند. در واقع، کسانی که نمیتوانند به خودکیفی و توانمندی برسند، چگونه میخواهند به دیگران امید داشته باشند که آنها را یاری کنند؟
کلیم از دل غمی گر رفت ازان جانکاهتر آمد
اگر خاری برون آمد ز جا سوزن به جا مانده
هوش مصنوعی: اگر غمی از دل کلیم (موسی) رفته باشد، غم دیگری به شدت بیشتر به دل او میآید. همچنین اگر خار یا سوزنی از جایی بیرون بیفتد، باز هم در جایی دیگر به جا میماند.