برگردان به زبان ساده
نگسست عهد صحبت، می از هوای باران
آری همیشه باشد برق آشنای باران
هوش مصنوعی: دوستی و همراهی ما هرگز قطع نخواهد شد. همچنان که باران همیشگی و آشنا است، ما نیز در کنار هم خواهیم ماند و از لحظات خوب با هم لذت میبریم.
در روز ابر باید ساغر شمرده خوردن
یعنی بود برابر با قطره های باران
هوش مصنوعی: در روز ابری، باید مانند باران قطرهقطره نوشید.
افکنده اند بر ابر مستان سر برهنه
همچون حباب دستار در رونمای باران
هوش مصنوعی: بر روی ابرهای مستانه، سر برهنهای مانند حبابی که در باران در حال گشوده شدن است، قرار دادهاند.
در کشور گلستان گلبن اگر چه شاهست
از گل گرفته کاسه، باشد گدای باران
هوش مصنوعی: در سرزمین گلها، حتی اگر گلهای زیبا در شکوه و جمال خود باشند، باز هم شخصیتهایی وجود دارند که از زیباییهای طبیعت بهرهمند نمیشوند و به بارش باران نیاز دارند.
بیداد پاک طینت بر دل گران نباشد
بر سینه می توان خورد تیر جفای باران
هوش مصنوعی: ظلم و ستم بر انسانهای با صداقت و پاکی در دل آنها تاثیر چندانی ندارد و آنها میتوانند با وجود مشکلات و سختیها از درد و رنج خود عبور کنند.
در گلستان کشمیر هر روز کامیابست
چشم از جمال ساقی گوش از صدای باران
هوش مصنوعی: در گلستان کشمیر هر روز خوشی و شادابی وجود دارد، چشمها به زیبایی محبوب و گوشها به صدای باران مشغول است.
میخانه آستانش گل شد ز سجده ما
از بسکه هست ما را بر سر هوای باران
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی میخانه و آستان آن اشاره میکند، که به دلیل سجدههای مکرر و عشق عمیق ما به آنجا، مانند گل شکوفا شده است. این احساسات و اشتیاق ما همچون عطش به باران و زندگی است، که به زیبایی و سرزندگی محل مورد نظر افزوده است.
سازم بآب حیوان گاهی که می نباشد
در خشکسال باشد شبنم بجای باران
هوش مصنوعی: گاهی اوقات که در سالهای خشکی باران نمیبارد، من با آب حیات احیا میشوم و شگفتا که شبنم به جای باران میتواند زندگی ببخشد.
ساقی بمی پرستان دارد کلیم دایم
احسان بی تقاضا همچون عطای باران
هوش مصنوعی: ای ساقی، برای پرستندگان خود همواره بدون هیچ درخواست و توقعی احسان میکنی، مانند بارانی که بدون هیچ خواهشی بر زمین نازل میشود.