برگردان به زبان ساده
شب عیدست می باید در میخانه وا کردن
بمی خشکی زهد روزه داران را دوا کردن
هوش مصنوعی: شب عید فرا رسیده و باید در میخانه را باز کرد تا روح خشکی و زهد روزهداران را با شراب شاداب کنیم.
صراحی گر چنین پیوسته خواهد در سجود آمد
بیک شب طاعت سی روز را خواهد قضا کردن
هوش مصنوعی: اگر این لیوان شراب همیشه چنین باشد، در یک شب عبادت، سی روز را قضا خواهد کرد.
ز ماه عید بی ابروی ساقی کار نگشاید
بیک ناخن گره نتوان زکار عیش وا کردن
هوش مصنوعی: در روز عید و در حضور ساقی، اگر او ابرو نداشته باشد، کاری انجام نخواهد شد. حتی یک ناخن هم نمیتواند به گشایش شادیها و لذتها کمک کند.
ستم باشد کشیدن جام می را یکنفس بر سر
بیکدم اینچنین آئینه ای را بی صفا کردن
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب یکجا و به سرعت، همچون خراب کردن آینهای بینقص و سالم است و این خود نادرست و ظلم است.
نیابی مستحق تر از من مخمور ای ساقی
زکوة فطر می رطلی گران باید جدا کردن
هوش مصنوعی: ای ساقی، هیچکس را نمیتوان مستحقتر از من دانست که در حال مستیام. برای زکات فطره، باید می را به خوبی و با احتیاط جدا کنی.
خمار باده در چشمم سیه کردست عالمرا
بیا ساقی که وقت شام باید روزه وا کردن
هوش مصنوعی: باده مستی در چشمانم به قدری قوی است که تمام دنیا را برایم تیره و تار کرده است. بیا ای ساقی، چراکه وقت افطار نزدیک است و باید روزه را بگشایم.
مرا بیتابی مژگان او می سوزد از غیرت
زچشمانش جدا ناگشتن و رو بر قفا کردن
هوش مصنوعی: مژگان او مرا بی قرار کرده و غیرت من از بس که او را میخوانم میسوزد، اما نمیتوانم به چشمانش پشت کنم و از او رو برگردانم.
گرو از ما برد در تیره روزی و پریشانی
چرا زلفت بجد دارد شکست کار ما کردن
هوش مصنوعی: در روزهای دشواری و نابسامانی، سبب پریشانی ما را عشق تو میدانند، چرا که زلف تو به حلاوت در هم ریخته است و این بهانهای شده برای ناکامی ما.
چنان کز هر مژه ناید دواندن ریشه در دلها
زهر چشمی نمی آید نگاه آشنا کردن
هوش مصنوعی: چنان که از هر مژه اشک نمیریزد، اشک عشق به دلها نمیافتد و چشم آشنا نمیتواند دل را به عشق آغوش دهد.
کجا هر بی بصیرت را رسد این کحل بینائی
فلاطون می تواند خشت خم را توتیا کردن
هوش مصنوعی: هر کسی که بیخبر و ناآگاه باشد، نمیتواند به صحت و درستی دیدگاههای عمیق دست یابد. تنها کسانی مانند افلاطون هستند که قادرند از سادهترین چیزها، مانند خاک، چیزهای باارزشی بسازند. این نشاندهندهی توانایی برخی افراد در تبدیل و تجزیه و تحلیل واقعیات است.
فزون از پایه خود هیچکس پستی نمی بیند
فلک هرگز نخواهد نیشکر را بوریا کردن
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از حد و اندازه خود فراتر برود، و همچنین سرنوشت هرگز نخواهد اجازه داد که چیزهای با ارزش و خوب به چیزهای بیارزش و بیکیفیت تبدیل شوند.
درین دریای بی ساحل کلیم از من چه می آید
زکار افتاده اینجا بازوی موج از شنا کردن
هوش مصنوعی: در این دریای بیپایان، من که به مشکلات افتادهام، چه کاری میتوانم انجام دهم؟ اینجا، در میان امواج، بازوی من از شنا کردن خسته شده است.