برگردان به زبان ساده
بسینه ناوک غم تا بکی روان کردن
چه ذوق رو دهد از آینه نشان کردن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تا کی باید با درد و غم در دل زندگی کنیم و از خودمان بپرسیم که چه لذتی میتوانیم از نمایش احساسات و تصاویر خود بگیریم. زندگی پر از چالشها و غمهاست و باید به دنبال شادی و نمایش زیباییها نیز باشیم.
دلا بگلشن حسن معاش می باید
بقدر پایه پرواز آشیان کردن
هوش مصنوعی: ای دل، در گلشن زیبایی زندگی کن، اما باید به اندازهی پرواز خودت، آشیانه بسازی.
قفس فراخ اگر گشت گلستان نشود
بجاست شکر و شکایت ز آسمان کردن
هوش مصنوعی: اگرچه قفس بزرگتر شد و فضای بیشتری را ارائه داد، ولی باز هم به جایی نمیرسیم که مانند گلستانی زیبا باشد، بنابراین باید از آسمان به خاطر چیزی که داریم شکرگزاری کنیم و در عین حال از وضع موجود گلهمند باشیم.
غذای ماست فریب سراب نومیدی
مگو بهیچ قناعت نمی توان کردن
هوش مصنوعی: غذای ما امیدی است که مانند سراب فریبنده است. هیچگاه نباید به کم قانع شد.
ترا چنینکه سر و برگ بدگمانی هست
چرا نداری پروای امتحان کردن
هوش مصنوعی: چرا با این که به بدگمانی مشهور هستی، نگران آزمایش کردن نیستی؟
مسلم است بدل درد عمر کاه ترا
زجان نهفتن و پنهان زلب فغان کردن
هوش مصنوعی: بدون شک، درد و رنج عمر را نمیتوان به آسانی پنهان کرد و به صورت خاموش در دل نگه داشت، زیرا انسان در نهایت از زبانهی دلش، ناله و فریادش به بیرون خواهد آمد.
چنینکه قبله خود کرده ایم دنیا را
نشان کفر بود پشت بر جهان کردن
هوش مصنوعی: ما دنیا را به عنوان هدف خود قرار دادهایم، در حالی که این کار نشانهی disbelief است، چرا که پشت کردن به جهان، به معنای بیاعتنایی به آنچه در آن است است.
زمانه را بتو یکرنگ می کند اول
بنزد جهل فروشان هنر نهان کردن
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر تو رنگ و رویی پیدا میکند، اما ابتدا باید به نزد افرادی که جهل و نادانی را رد میکنند، هنری را که پنهان کردهای نشان دهی.
جفای خار نه از بهر گل کشید کلیم
رساند مشق تنزل ز باغبان کردن
هوش مصنوعی: درد و رنجی که خار به گل میزند، به خاطر آن نیست که بخواهد به گل آسیب برساند. بلکه این عذاب، نتیجه کار باغبان است که با شیوههای خود به پایین آوردن گلها مشغول است.