برگردان به زبان ساده
نه همین سودای ابرویت مرا دیوانه ساخت
برهمن از شوق او محراب در بتخانه ساخت
هوش مصنوعی: نه تنها زیبایی ابروهای تو مرا دیوانه کرده است، بلکه برهمن (معبود هندوها) نیز از عشق او، عبادتگاهی در معبد بتها ساخته است.
مستی چشم ترا نازم که در دوران او
سبحه را زاهد به می گل کرد و زان پیمانه ساخت
هوش مصنوعی: من به زیبایی چشمان تو افتخار میکنم، زیرا در زمانی که زاهدان به دور از دنیا بودند، آنها تصمیم گرفتند که تسبیح را با شراب مخلوط کنند و از آن پیمانهای بسازند.
رخنه در آهن فتد از سایهٔ مژگان تو
یکنفس آئینه را هم می تواند شانه ساخت
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای تو به قدری تاثیرگذار است که حتی میتواند در سختترین اجسام هم نفوذ کند و به راحتی باعث ایجاد تغییر شود؛ به گونهای که حتی یک نفس هم برای ایجاد زیبایی کافی است.
دانهٔ بسیار در کار است بهر صید خلق
حق به دست زاهد از آن سبحه را صد دانه ساخت
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره میشود که در زندگی، فرصتهای زیادی برای کسب فضایل و خوبیها وجود دارد. مانند دانههایی که برای صید و شکار استفاده میشوند، انسانها نیز میتوانند با تلاش و زحمت، از این فرصتها بهرهبرداری کنند. زاهد که به معنای فردی فکور و پرهیزکار است، توانسته است از این دانهها به خوبی استفاده کند و آنها را به حسنههایی در زندگی تبدیل نماید.
تا به کی باشم طفیل جغد در ویرانهها؟
من که از سنگ حوادث میتوانم خانه ساخت
هوش مصنوعی: چقدر دیگر باید در بیسر و سامانی و نابودی زندگی کنم؟ من که قادر به ساختن خانه از دل سختیها و مشکلات هستم.
یکنفس هشیار بودن عمر ضایع کردن است
گر نداری باده باید خویش را دیوانه ساخت
هوش مصنوعی: زندگی در حالت هوشیاری پیوسته، هدر دادن عمر است. اگر شراب ندارید، باید خود را به جنون برسانید.
فارغ از دریوزهٔ میخانه ها گردیدهام
کار عقل و هوش را آن نرگس مستانه ساخت
هوش مصنوعی: من از درخواستهای بیمورد و زحمتهای بیحاصل در میخانهها آزاد شدهام، زیرا آن نرگس خوشچهره و دلربا، کار عقل و هوش مرا تحت تأثیر قرار داده و به گونهای دیگر فکر میکنم.
تا شود روشن که مسکین کشتهٔ بیداد کیست
گنبد از فانوس باید بر سر پروانه ساخت
هوش مصنوعی: برای اینکه مشخص شود که بینوای تحت ظلم و ستم چه کسی است، باید بر روی پروانه، گنبدی از چراغ نورانی ساخت.
آن نگاه آشنا سرمشق فکرم شد، کلیم
آشنایم با هزاران معنی بیگانه ساخت
هوش مصنوعی: نگاه آشنای او باعث شد که فکر و ذهنم شکل و الگو بگیرد، و کلیم آشنا با هزاران مفهوم غریب و ناآشنا را به وجود آورد.