برگردان به زبان ساده
مرا ز زلف تو غیر از شکست و محنت نیست
بنای خانهٔ زنجیر بهر راحت نیست
هوش مصنوعی: من از زلف تو جز درد و رنج چیزی نمیبینم و این قید و بندهایی که برایم به وجود آمده، به هیچ وجه برای آسایش و راحتی نیست.
برهنه پای نخواهیم ماند، آبله هست
در آن دیار که کفشی به پای همت نیست
هوش مصنوعی: ما هرگز بدون پا در نخواهیم ماند، زیرا در آن سرزمین که کسی جرات نمیکند کفش بپوشد، عواقب سختی وجود دارد.
چنین که قافلهٔ آه میرود به شتاب
به کشور اثرش فرصت اقامت نیست
هوش مصنوعی: قافلهٔ آه با سرعت به راه خود ادامه میدهد و به دلیل شتابش، فرصتی برای ماندن و ثبت اثر در کشور ندارد.
صفا در آخر بزم شراب اگر نبود
عجب مدار که ته شیشه بیکدورت نیست
هوش مصنوعی: اگر در پایان مجلس شراب، لذت و خوشی وجود نداشته باشد، نباید تعجب کرد؛ چون هیچ چیزی در انتهای عمر بدون ناخالصی و مشکل نیست.
دوام روزهٔ زاهد نه از برای خداست
که طفل طبعش قادر به ترک عادت نیست
هوش مصنوعی: ادامه دادن روزهٔ زاهد تنها به خاطر خدا نیست، بلکه به این دلیل است که طبیعت او هنوز توانایی ترک عادتهایش را ندارد.
اثر اگر نبود با دعای من سهل است
همین بس است که شرمندهٔ اجابت نیست
هوش مصنوعی: اگر نیازی به تأثیر دعا وجود نداشت، کار سادهای بود؛ اما همین که دعا از اجابت شرمنده نیست، خود نشانهای است.
به نزد من که به آزار کس دلیر نیم
اگر چه کشتن شمع است بیشجاعت نیست
هوش مصنوعی: من انسان صادقی هستم و به کسی آزار نمیرسانم، حتی اگر به قیمت خاموش کردن شمعی باشد. این کار به شجاعت نیاز ندارد.
سخن فروشی، فرزند خود فروختن است
کسیکه لاف سخن زد اهل ز غیرت نیست
هوش مصنوعی: چشموگوش بسته صحبت کردن و خود را به بزرگجایی نشان دادن، نشاندهنده نداشتن غیرت و شخصیت واقعی انسان است. انسانی که تنها به کلام تکیه میکند، در واقع به خریدار خود ارزش نهادن را فروخته است.
دکان شعر به بازار امتیاز کلیم
توان گشود ولیکن ز شرم رخصت نیست
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که میتواند با مهارت و جایگاه خاص خود در دنیای شعر، وارد عرصه رقابت شود و شعرش را عرضه کند. اما به خاطر اعتبار و شأن خود، نمیتواند به آسانی این کار را انجام دهد و احساس شرم میکند.