برگردان به زبان ساده
هرگز آشفته ز بد گردی دوران نشدم
داد خاکم همه بر باد و پریشان نشدم
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر سختیهای زندگی ناراحت نشدم و حتی با وجود اینکه همه چیزم بر باد رفت و وضعیتم آشفته شد، آرامش خود را حفظ کردم.
آه! ازین غفلت سرشار که چون ساغر پر
جان به لب آمد و از کرده پشیمان نشدم
هوش مصنوعی: ای وای از این بیتوجهی فراوان که مانند ظرفی پر از زندگی است، و من از گریه کردن پشیمان نشدهام.
طالعی خصمفکن در همه میدان دارم
وین هنر بین که به کس، دست و گریبان نشدم
هوش مصنوعی: من سرنوشتی دارم که همیشه پیروز میشوم و هنری که دارم این است که هرگز با کسی درگیر نشدهام.
چون لب زخم، دلم خندهی بی گریه نکرد
گل گل از عشق شکفتم من و شادان نشدم
هوش مصنوعی: وقتی که زخم دل من باعث خندهای نشد، از عشق گل شدم و هرگز شاداب و خوشحال نگردیدم.
بسکه با نیک و بد خلق ندارم کاری
منکر و معتقد و گبر و مسلمان نشدم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه با افراد نیک و بد هیچ ارتباطی ندارم، نه به کسی باور دارم و نه به کسی کافر و مسلمان تعلق خاطر دارم.
گل نقش قدمم در چمن بیقدری
لایق گوشهی دستار عزیزان نشدم
هوش مصنوعی: من در چمن تنها گل هستم و نسبت به بزرگی و اهمیت عزیزان، هیچ ارزشی ندارم.
در ره دشمنی خویش چه ثابت قدمم
خاری از پا نکشیدم که پشیمان نشدم
هوش مصنوعی: در مسیر دشمنیام به قدری پایدار و استوار بودهام که حتی خاری از پا در نیاوردهام و هرگز از کردهام پشیمان نشدهام.
گل روی سبد گلشن پژمردگیام
ابر از گریه به تنگ آمد و خندان نشدم
هوش مصنوعی: گلی که در سبد گلها بود پژمرده شد، ابرهای آسمان از شدت گریهشان به زمین نزدیک شدند و من هرگز نتوانستم خندان شوم.
تا ندادم سر خود در ره آن شوخ، کلیم!
همسر طایفهی بی سر و سامان نشدم
هوش مصنوعی: تا زمانی که خود را در مسیر عشق آن معشوق قرار ندادم، مانند کلیم (حضرت موسی) بیسر و سامان و آشفته شدم.