برگردان به زبان ساده
ما که پیش از مرگ آسایش تمنا میکنیم
شکوه از بدگردی افلاک بیجا میکنیم
هوش مصنوعی: ما که قبل از مردن به دنبال آسایش هستیم، در واقع در مورد بدیهای سرنوشت شکایت میکنیم و این شکایت بیمورد است.
چون به کوی خاکساری سرکشی از سر نهیم
تا هوای خشت بالین را ز سر وامیکنیم
هوش مصنوعی: وقتی به محلهای که مردم آن humble و خاکسار هستند، میرویم، دیگر از زرق و برق دنیا چشمپوشی میکنیم و به سادگی زندگی توجه میکنیم.
ما خس سیلاب سوداییم و در سیر سلوک
گر به دریا میرویم، ار جا به صحرا میکنیم
هوش مصنوعی: ما مانند گیاهانی هستیم که در سیلاب عشق و احساسات غرق شدهایم و در مسیر معنوی بهسوی مکانهای مختلف میرسیم. اگر به دریا برویم، این در مسیر ماست و اگر به بیابان برویم نیز، همچنان در جستجوی حقیقت و کمال خواهیم بود.
ترک و تجریدی که ما داریم بیاجر است، حیف
چون ز رشک اهل دنیا ترک دنیا میکنیم
هوش مصنوعی: ما نوع ترک دنیا و زاهدی که داریم، بیفایده است و این بسیار تأسفآور است، زیرا تنها به خاطر حسادتهای دنیا و مردم دنیا از آنچه که دارند، دست میکشیم.
کار فردا را ز ما امروز میخواهند و ما
هرچه را امروز باید کرد فردا میکنیم
هوش مصنوعی: دیگران از ما انتظار دارند که کارهای فردا را امروز انجام دهیم، اما ما کارهایی را که باید امروز انجام دهیم، به فردا موکول میکنیم.
چاره کم کن تا جفای دهر هم کمتر شود
افکند صد عقده در کار ار یکی وامیکنیم
هوش مصنوعی: راهحلها را سادهتر کن تا سختیها و مشکلات زندگی هم کمتر احساس شود. اگر یکی از گرفتاریها را حل کنیم، صدها مشکل دیگر نیز کاهش خواهد یافت.
بس که هرجا شکوه افلاک و انجم کردهایم
شرمساری میکشیم، ار سر به بالا میکنیم
هوش مصنوعی: هرجا که زیبایی آسمان و ستارهها را میبینیم، شرمساری به دل میافتیم زمانی که سرمان را به سمت بالا میچرخانیم.
گر به کنج عزلت از تنهاییم گیرد ملال
ما و عنقا هردو در یک آشیان جا میکنیم
هوش مصنوعی: اگر در گوشهای از تنهایی خود احساس کسالت کنیم، ما و عنقای افسانهای هر دو در یک مکان راحت زندگی خواهیم کرد.
خواه صبر و خواه دل هرچیز گم شد از کلیم
جمله را در کوچه زلف تو پیدا میکنیم
هوش مصنوعی: فرقی نمیکند که صبرم را از دست بدهم یا دلخوشیهایم را، هر چیزی که گم شود، بهراحتی در پیچ و خم زلفهای تو پیدا میشود.