برگردان به زبان ساده
کامی ز روزگار ستمگر گرفته ایم
خود را اگر بخاک برابر گرفته ایم
هوش مصنوعی: ما از زمانهای که ظلم و ستم بر ما میرود، به زحمت افتادهایم، اما اگر به خاک و مرگ هم برخورد کنیم، خود را تسلیم نخواهیم کرد.
گرمی ز جزوناری ما برطرف شدست
از بسکه حرف سرد بتن بر گرفته ایم
هوش مصنوعی: گرمای وجود ما از بین رفته، چون بیش از حد به گفتارهای سرد و بیروح توجه کردهایم.
پر را بشکل خنجر صیاد دیده ایم
سر را ز شوق آن بته پر گرفته ایم
هوش مصنوعی: پر مثل خنجری در دستان صیاد دیده میشود و ما سر خود را به خاطر عشق به آن بوته پر از شوق بلند کردهایم.
دریا بما رسیده اگر از می مراد
همچون صدف زآبله ساغر گرفته ایم
هوش مصنوعی: اگر دریا به ما رسیده، مانند صدفی که از آبهایش جامی پر کرده، ما نیز از مِیِ مورد نظر خود بهرهمند شدهایم.
هرگز نگشته دود شکایت زما بلند
گر همچو شعله ز آتش غم در گرفته ایم
هوش مصنوعی: هرگز بلند نشده است صدای شکایت ما، حتی اگر مانند شعلهای که از آتش اندوه برمیخیزد، در درون خود انباشته باشیم.
دندان که در غم تو نهادیم بر جگر
گوئی ز پنبه روزن مجمر گرفته ایم
هوش مصنوعی: بر روی دل خود به خاطر غم تو دندانی گذاشتهایم، انگار که از پنبه روزنهای به مجمر (زغالدان) بستهایم.
بگذر ز کام تا بکنار تو جا کند
این بند را ز رشته گوهر گرفته ایم
هوش مصنوعی: از خواستهها و آرزوهای خود عبور کن تا بتوانی در کنار تو بماند. این ارتباط را از رشتهای که از جواهرات گرفتهای، شکل دادهایم.
تا رفته ایم در پس زانوی غم کلیم
جا در پناه سد سکندر گرفته ایم
هوش مصنوعی: وقتی که به پشت زانوی غم رفتهایم، در پناه سدی مانند سکندر جایی پیدا کردهایم.