برگردان به زبان ساده
پی بخلوتگه قرب از بسکه شبها برده ایم
صبح چون سر زد بسامان شمع، ما دلمرده ایم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه شبهای زیادی را در خلوت و نزدیکی محبوب گذراندهایم، وقتی صبح میشود و شمعی روشن میشود، احساس دلزدگی و بیحالی داریم.
نیست نفس دون امانت دار یک جو اعتبار
حق بدست ماست گر چیزی بخود نسپرده ایم
هوش مصنوعی: نفسی که ارزش و اعتبار ندارد، نمیتواند امانتدار چیز کمی هم باشد. فقط حقایق و اعتبارهای ما در دست خود ماست، اگر چیزی به خودمان نسپردیم.
گر بها می داد ما را قدر ما هم می شناخت
در کف ایام کالای بیغما برده ایم
هوش مصنوعی: اگر به ما ارزش میدادند، ما هم به ارزش خود پی میبردیم، اما در این روزگار، بدون هیچ سودی چیزی را در دست داریم که برای ما ارزشمند نیست.
باده دردآمیز گردد شیشه چون بر هم خورد
گردش افلاک تا برجاست ما آزرده ایم
هوش مصنوعی: وقتی که شیشه باده به هم میخورد، درد و رنج زیادی را به بار میآورد. تا زمانی که این دنیا در حال چرخش است و ما در این بستر هستیم، دلهای ما هم پُر از آزردگی و ناراحتی است.
گلبن ایام را ما آشیان بلبلیم
عالم از سر سبز گردد ما همان پژمرده ایم
هوش مصنوعی: در ایام زندگی ما به مانند پرندهای در خوشه گل زندگی میکنیم، اما در عین حال دنیا به دلیل سرسبزی ما شاداب به نظر میرسد، حال آنکه خود ما در درون پژمرده و ناراحت هستیم.
یادگار دودمان پردلی مائیم و شمع
سر بتاراج فنا رفته است و پا افشرده ایم
هوش مصنوعی: ما از نسل افرادی دلیر و شجاع هستیم و در حالی که حیات ما در معرض نابودی قرار دارد، همچنان استوار و محکم ایستادهایم.
باده بر لب یار در بر می رسد ما را کلیم
چون صراحی گر دماغ خود ببالا برده ایم
هوش مصنوعی: مشروب بر لب یار به ما میرسد، همچون صراحی که اگر دماغ خود را بالا ببریم، به ما میرسد.