برگردان به زبان ساده
غم مسکن و فکر مأوا ندارم
عجب نیست گر در دلی جا ندارم
هوش مصنوعی: من نه جایی برای آرامش دارم و نه فکر و اندیشهای برای آسودگی، بنابراین عجیب نیست اگر در دل کسی جایی برای من نیست.
درین بحر از خجلت تنگ ظرفی
حبابم که چشمی ببالا ندارم
هوش مصنوعی: در این دریا که به خاطر شرمندگیام کوچک و محدود هستم، مانند حبابی هستم که نمیتوانم به سمت بالا نگاه کنم.
شکفته رخ از فقر همچون سرابم
ترشروئی ابر و دریا ندارم
هوش مصنوعی: رخسار من به زیبایی گل شکفته است، اما در واقعیت چیزی از وفور و نعمت ندارم. مانند سراب که جلوهای فریبنده دارد، اما در اصل، از خوشحالی و فراوانی بیبهرهام.
خرد چیست از فکر دنیا گذشتن
نگوئی که من عقل دنیا ندارم
هوش مصنوعی: خرد به معنای درک و فهم عمیق است، و اشاره دارد به این که کسی باید از نگرانیهای دنیوی فراتر برود و به مسائل عمیقتری توجه کند. بیانگر این است که اگر فقط به فکر دنیا باشی، نشاندهندهی نداشتن بینش واقعی و عقل کامل است.
چرا در غم ماست پیوسته زلفت
در آن کوچه من خانه تنها ندارم
هوش مصنوعی: چرا زلفت همیشه در غم ماست؟ من در این کوچه تنها و بیخانمان هستم.
جنونم دل از سنگ طفلان فکندست
ز شرمندگی روی صحرا ندارم
هوش مصنوعی: من دیوانهام و دل سنگیام را به خاطر شرمندگی از چهرهام در برابر بچهها رها کردهام و اکنون در صحرا هیچ ندارم.
گدای در دلبرانم چو شانه
بجای دگر دست گیرا ندارم
هوش مصنوعی: حس و حال من به گونهای است که مانند گدایان در عشق معشوقان به سر میبرم، اما نمیتوانم چیزی جز شانههای دیگران را لمس کنم. احساس میکنم که دستم به چیزی نمیرسد و در دلم فقط کمرنگی و فقر عشق را حس میکنم.
بآئینه زانوی خویش گاهی
سری می کشم روی درها ندارم
هوش مصنوعی: گاهی به آیینه زانو میزنم و به شکلی به خودم نگاه میکنم، اما در حقیقت به درهایی که ندارم، بیتوجه هستم.
نخواهد رسیدن بمقصود دستم
اگر آبله در ته پا ندارم
هوش مصنوعی: اگر در کف پایم آبله نداشته باشم، هرگز به هدف مورد نظرم نخواهم رسید.
کلیم از سر آرزوها گذشتم
گواهم که بر بخت دعوا ندارم
هوش مصنوعی: من از آرزوها و امیدهایم عبور کردم و میگویم که با تقدیر و سرنوشت خود، هیچ درگیری و نزاعی ندارم.