برگردان به زبان ساده
از دست دهر محنت بسیار می کشم
آئینه وار هر نفس آزار می کشم
هوش مصنوعی: در طول زندگی از مشکلات و سختیهای زیادی رنج میبرم و مانند یک آینه، هر لحظه زخمها و آزارهایی را احساس میکنم.
در آتشم چو پنبه داغ از ملایمت
از طبع سازگار خود آزار می کشم
هوش مصنوعی: در آتش سوزان هستم، اما مانند پنبه، از حرارت آن اذیت میشوم. این سختی را با نرمی و لطافت خود تحمل میکنم.
یک رهبرم درین ره تاریک برنخورد
چون آفتاب دست بدیوار می کشم
هوش مصنوعی: در این مسیر تاریک، من رهبرم و مانند آفتاب که به دیوار میتابد، با اطمینان پیش میروم و دیوار را لمس میکنم.
یک رهبرم درین ره تاریک برنخورد
چون آفتاب دست بدیوار می کشم
هوش مصنوعی: من در این مسیر تاریک، یک رهبر دارم که مانند آفتاب به من نور هدایت میبخشد و من با دستم به دیوارها تکیه میزنم تا راهم را پیدا کنم.
بازار گرمم از خنکی هایِ بخت ، زفت،
آن یوسفم که ناز خریدار می کشم
هوش مصنوعی: بازار زندگیام به خاطر خوش شانسیام در حال رونق است. آن یوسف زیبا و دلربا که من در انتظارش هستم، توجه خریدار را به خود جلب کرده است.
چون گل بسر زنم زبس از خون گرفته رنگ
از دیده در ره تو اگر خار می کشم
هوش مصنوعی: وقتی که سرم را مانند گل بالا میبرم، به خاطر اینکه از سختیها و دردهای زیادی تحمل کردهام، رنگم از گریههایم عوض شده. برای تو، حتی اگر باید خارها را هم به جان بخرم و تحمل کنم، این کار را انجام میدهم.
چون سایه اختیار بدستم نداده اند
گویم چسان که دست زهر کار می کشم
هوش مصنوعی: چون اختیار کارها به من داده نشده است، نمیتوانم بگویم چگونه از مشکلات و دردسرها کنارهگیری کنم.
خونم وفا بمستی چشمت نمی کند
زین نیم جرعه خجلت بسیار می کشم
هوش مصنوعی: عشق و محبت من به تو آنقدر عمیق است که حتی کمی از آن نیز باعث خجالت و شرمندگی میشود و من به خاطر این احساس قوی، به شدت دچار درد و رنج میشوم.
از آن مکدرم که زتأثیر عکس خویش
آئینه را نقاب برخسار می کشم
هوش مصنوعی: من از اینکه تصویر خودم را در آینه میبینم، ناراحت هستم و به همین خاطر روی آینه را میپوشانم.
رنگ از حنای عید کلیم ار نباشدم
دستی باین دو دیده خونبار می کشم
هوش مصنوعی: اگر رنگ حنا در عید را نداشته باشم، با این دو چشم گریان، خون میکشم.