برگردان به زبان ساده
بیدماغم دست رد بر وصل جانان مینهم
پنبه در گوش از صدای آب حیوان مینهم
هوش مصنوعی: من از عشق و وصال معشوق دلسرد شدهام و برای اینکه صدای آلام و مشکلات را نشنوم، مانند کسی که پنبه در گوش میگذارد، خود را درگیر این مسائل نمیکنم.
در بهاری اینچنین از زهد خشک محتسب
ساغرم تا تر شود در زیر دامان مینهم
هوش مصنوعی: در این بهار زیبا، از دین و زهد بیروح محتسب دوری کرده و جام میخوری را در آغوش میگذارم تا پیش از کمی مرطوب شدن، حس شادابی و سرزندگی را دریافت کنم.
نه صراحی غلغلی دارد نه ساغر خندهای
گوش چندانی که بر بزم حریفان مینهم
هوش مصنوعی: نه پارچ شراب صدایی دارد و نه جامی برای خندیدن، به طوری که گوش کسی را بر بزم دوستان مشغول کنم.
از کجا مرهم بیابم چون ز مغز استخوان
پنبه میآرم به روی داغ حرمان مینهم
هوش مصنوعی: نمیدانم از چه راهی میتوانم درد و رنج خود را تسکین دهم، چون من از دل و جانم چیزهایی را میآورم و بر روی زخمهای اندوهم میگذارم.
تا نباشد یک گلستان خار پاانداز من
کی ز کنج غم قدم در باغ و بستان مینهم
هوش مصنوعی: وقتی در زندگیام یک محیط زیبا و دلانگیز وجود نداشته باشد، چگونه میتوانم از گوشههای غم و اندوه قدم به دنیای شاداب و سرسبز بگذارم؟
پایه اهل هوس بالاتر است از من کلیم
پای همت گرچه دائم بر سر جان مینهم
هوش مصنوعی: شخصی که به دنبال لذتها و خواستههاست، از من که همچون کلیم (حضرت موسی) هستم، در مرتبه بالاتری قرار دارد. هرچند من به خاطر اهداف و آرمانهایم همیشه آماده جانفشانی هستم.