برگردان به زبان ساده
از ثبات عشق دایم پا بدامن داشتم
گر چو داغ لاله در آتش نشیمن داشتم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق همیشه در حال دلمشغولی بودم، اگر مثل گل لاله که در آتش میسوزد، دردی عمیق و سوزان داشتم.
بر زلال خضر اکنون صد تغافل می زنم
منکه چشم از تشنگی بر آب آهن داشتم
هوش مصنوعی: من اکنون در دل آرامش آبی زلال، بیتوجهی میکنم، در حالی که پیشتر با چشمان تشنهام به سوی آب فلزی مینگریستم.
هیچگه ذوق طلب از جستجو بازم نداشت
خوشه چین بودم من آنروزیکه خرمن داشتم
هوش مصنوعی: هرگز برای جستجوی لذت و خوشی دلسرد نشدم، من در آن روز که محصول و دستاورد خود را داشتم، خوشهچین بودم.
روشنی از بزم من دریوزه می کرد آفتاب
در چراغ عیش تا از باده روغن داشتم
هوش مصنوعی: آفتاب مثل یک گدا به مهمانی من آمده بود و در حال برق زدن بود تا شادی و نور بزم را به من هدیه کند، چرا که من از نوشیدنی لذت میبردم.
شعله برمی خاست از بیطاقتی و می نشست
من نجنبیدم ز جا تا جا بگلخن داشتم
هوش مصنوعی: شعلههای آتش از نارضایتی و بیقراری بلند میشد و من در جایی ثابت ماندم و تکان نخوردم، چون به یاد گلخن بودم.
کی بهر نامحرمی چاک جگر خواهم نمود
منکه زخمش را نهان از چشم سوزن داشتم
هوش مصنوعی: من هیچگاه برای کسی که به من نزدیک نیست، دل خود را پاره نخواهم کرد، چون زخمی که از آن کشیدم را از دیدهها پنهان کردهام.
همچو ماهی غیرداغم پوششی دیگر نبود
تا کفن آمد همین یک جامه بر تن داشتم
هوش مصنوعی: مانند ماهی که داغ نیست، پوششی غیر از این لباس نداشتم. وقتی زمان کفن و دفن رسید، تنها همین یک جامه بر تنم بود.
داغ را جز بر کنار زخم ننهادم کلیم
دیده را بر رخنه دیوار گلشن داشتم
هوش مصنوعی: غمی که بر دل دارم را فقط بر زخمهایم میگذارم و چشمانم را به شکاف دیوار باغ نگاه میدهم.