برگردان به زبان ساده
باده در دور غمت بسکه نشاط افزا نیست
پنبه را نیز سر همدمی مینا نیست
هوش مصنوعی: شراب در دوری تو چنان شاداب نیست که حتی پنبه را هم یارای همنشینی با مینا ندارد.
مینمایند مه عید به انگشت، به هم
سوی ابروی تو میل مژهها بیجا نیست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیباییها و جذابیتهای چهره معشوق اشاره میکند. او میگوید که مانند ماهی که در عید به نمایش میگذارند، ابروهای معشوق نیز زیبا و جالب هستند و حرکات مژههای او به طور طبیعی به سمت ابروهایش میرود، که همه اینها به زیبایی او افزوده است.
هیچ ازین دیدهٔ خونابه گشادیم نشد
چکنم گوهر مقصود درین دریا نیست
هوش مصنوعی: با چشمانی که از اشک پر شده، هیچ چیزی نمیبینم. از خودم میپرسم که آیا این دریا، جواهر مورد نظر مرا در خود دارد یا نه.
لب ز هم وانشود تا ز میاش پر نکنم
شیشهسان غلغل نطقم بجز از صهبا نیست
هوش مصنوعی: هرگز لبهایم از هم باز نمیشود تا زمانی که نتوانم شیشه را پر کنم. صدای نطق من جز صدای شراب نیست.
هوش دادم به صبا بوی تو نگرفته هنوز
تا نگویند که مجنون تو خوش سودا نیست
هوش مصنوعی: به نسیم گفتم که بوی تو را هنوز نیاورده است، تا کسی نگوید که مجنون تو حالت خوشی ندارد.
گر ندارد غم ما دهر، نرنجیم ازو
زانکه در خاطر ما نیز غم دنیا نیست
هوش مصنوعی: اگر دنیا غم ما را نداشته باشد، ما هم از آن ناراحت نخواهیم شد؛ چرا که در دل ما نیز غم دنیا وجود ندارد.
آخر دور فلک شد، به کدورت خو کن
بادهٔ صاف دگر در ته این مینا نیست
هوش مصنوعی: زمان به پایان خود نزدیک شده است، بنابراین به سختیها و مشکلات عادت کن، زیرا دیگر در انتهای این ظرف، شراب زلال و خالصی وجود ندارد.
یک به یک وعدهٔ او را همه دیدیم کلیم
نیست یک روز که شرمندهٔ صد فردا نیست
هوش مصنوعی: هر یک از ما وعدههای او را به وضوح مشاهده کردیم؛ کلیم، یعنی موسی، در روزی نیامده که از وعدههایش نسبت به فرداها شرمنده باشد.