برگردان به زبان ساده
بسکه از بار غم دهر گرانبار شدم
همه ره سجدهکنان تا در خمّار شدم
هوش مصنوعی: از شدت غم و دردهای زندگی به حالت خماری و افتادگی افتادهام، به طوری که همه را به سجده میاندازم و خودم را در این حال غرق میبینم.
شیشهی هیچ دل از مستی من خود نشکست
من به این دلشکنان از چه گرفتار شدم؟
هوش مصنوعی: دل من از شوری و مستی به قدری نرم و لطیف شده که حتی شیشهای هم نتوانست آن را بشکند. اما نمیدانم چرا به دست دلشکنان گرفتار شدم.
خرّم از ابر بهاری نشدم، طالع بین!
که درین باغ چو خار سر دیوار شدم
هوش مصنوعی: من از ابرهای بهاری شاداب و سرزنده نشدم، زیرا پیشبینیکنندهام نشان داد که در این باغ، همچون خارهایی که بر روی دیوار هستند، به زندگی ادامه میدهم.
خواهم آیینه دگر، روی به من ننماید
بسکه از زشتی خود بر دل خود بار شدم
هوش مصنوعی: میخواهم که دیگر آئینهای به من نگاه نکند، چون به خاطر زشتیم چنان ناراحت شدم که از خودم بدم میآید.
تا کی ای دل ز غم تنگدهانان زاری؟
من به تنگ آمدم، از وضع تو بیزار شدم
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر غم کسانی که زبانشان تنگ است، دل بسوزانم؟ من از وضعیت تو به ستوه آمدم و از تو متنفر شدم.
بعد عمری که به خواب من بیدل آمد
گریه آبی به رخم ریخت که بیدار شدم
هوش مصنوعی: بعد از سالها خواب و بیخبری، ناگهان احساس عمیقی به من دست داد و اشکهای تلخی بر گونهام جاری شد که باعث شد از خواب بیدار شوم.
رفتم از هوش، مکن مستم ازین بیش کلیم!
چشم بردار از آن چشم که از کار شدم
هوش مصنوعی: به خاطر حالت مستی و غرق شدن در عشق، دیگر نمیتوانم تحمل کنم. ای کلیم، لطفاً نگاهی به من نکن که هم از تو و هم از زندگی و هوش خودم بیخبر شدم.