برگردان به زبان ساده
آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
آب لب تشنگی از آهن پیکان گیرم
هوش مصنوعی: تشنگی و نیاز درونم چون آتش سوزان است و من میخواهم از آن درد دل بیافرینم و همچنین به دنبال آب برای تسکین عطشم هستم که از تیر زخمهایم برمیخیزد.
خوابم اینست که در دیدنت از هوش روم
خوردنم اینکه سرانگشت بدندان گیرم
هوش مصنوعی: در خواب، در هنگامی که تو را میبینم، به قدری تحت تأثیر قرار میگیرم که میخواهم خود را نابود کنم و از شدت احساس، انگشتانم را به دندان بگیرم.
عرق خجلت من سیل وجودم گردد
فقر را گر دهم و ملک سلیمان گیرم
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر فقر، عرق خجالت بریزم، باز هم اگر ملک سلیمان را به دست آورم، این خجالت برایم زیاد ارزش ندارد.
وجه می گر نبود منکه ببوئی مستم
جا بهمسایگی باده فروشان گیرم
هوش مصنوعی: اگر لبخند معشوق نبود و بویش مرا مست نمیکرد، در همسایگی بادهفروشان گرفتار میشدم.
روش سوختن داغ ز دام آموزم
وز قفس قاعده چاک گریبان گیرم
هوش مصنوعی: من شیوه سوزاندن عشق را از دام بلای دلآزار میآموزم و از قید و بندهای محدودکننده رهایی مییابم.
از تف آتش آن تب که تنم را بگداخت
از گل داغ گلاب از پی درمان گیرم
هوش مصنوعی: از گرمای آتش، تب و تابی به وجود آمده که بدنم را سوزانده است، و از گل داغ گلاب، برای بهبود حال خود کمک میطلبم.
داده خویشتن ایام چو می گیرد باز
حیف باشد که بجز پند زدوران گیرم
هوش مصنوعی: زمانی که انسان خود را به پارهای از مشکلات و چالشها میبیند، حسرتزاست که فقط از تجربیات گذشته استفاده کند و از آنها پند بگیرد.
دارم آن حوصله و صبر که غم هم نخورم
از تهیدستی اگر روزه حرمان گیرم
هوش مصنوعی: من حوصله و تحملی دارم که حتی از فقر و نیاز نیز غمگین نشوم، اگر روزهای سختی را تجربه کنم.
نتوان بود کلیم اینهمه در بند لباس
بهر اطفال سرشکی که بدامان گیرم
هوش مصنوعی: کلیم نمیتواند این همه درگیر ظاهر باشد، زیرا بابت اشکهایی که برای کودکان سرازیر میشود، به دامن خودم برسانم.