برگردان به زبان ساده
خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم
چندی بزبان همه کس چون خبر افتم
هوش مصنوعی: من میخواهم به خاطر اینکه بسیار خودم را در قید و بند تقوا نگه داشتهام، مدتی از آن آزاد شوم و مانند دیگران با زبانم سخن بگویم، وقتی که خبرم به گوش دیگران برسد.
این همسفران پشت بمقصود روانند
شاید که بمانم قدمی پیشتر افتم
هوش مصنوعی: این همراهان در مسیر به سمت هدف در حرکتاند و چه بسا که من نیز بتوانم قدری جلوتر بروم و در این مسیر پیشگام شوم.
دیوانه آنزلفم و از غایت سودا
با باد در آویزم و با شانه درافتم
هوش مصنوعی: من دیوانه زلف تو هستم و از شدت عشق به تو، با باد درگیر میشوم و با شانه به خودم میزنم.
این گوشه عزلت ز تو آب رخم افزود
نشناسم اگر قدر ترا دربدر افتم
هوش مصنوعی: در این گوشه دورافتاده که به تنهایی سپری میشود، زیبایی و شادابی من از یاد تو بیشتر شده است. اگر ارزش و مقام تو را نشناسم، به بیهدفی و سردرگمی دچار میشوم.
بر خویش نمی بالم از اسباب تجمل
چون رشته سراپای اگر در گهر افتم
هوش مصنوعی: من به خاطر زینتها و تجملات به خود نمیبالم، چون اگر به درون خود نگاهی بیاندازم، میبینم که در درونم چیزی ارزشمندتر وجود دارد.
صیدم بتکلف نتوان کرد درین دشت
هر دام که بیدانه، درو زودتر افتم
هوش مصنوعی: در این دشت، شکار کردن به زحمت میسر نیست، هر دام که آزاد باشد، زودتر به دام میافتد.
مستوری من چیست کلیم، ار بگذارند
چون بوی می از پرده عصمت بدر افتم
هوش مصنوعی: کلیم، من چه رازی دارم که اگر بگذارند، مانند بوی شراب از پردهی پاکی بیرون میآیم.