برگردان به زبان ساده
با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم
تشریح زلف خم بخمش موبمو کنم
هوش مصنوعی: وقتی به فکر او فرو میروم و سر را در دامانش میگذارم، به زیباییهای زلفهای او و خمیدگیهایش آفرین میگویم و به وصف آن مشغول میشوم.
دهقان بهر زمین که نشاند نهال تاک
منهم بخاک، تخم کدوئی فرو کنم
هوش مصنوعی: کشاورز برای زمینی که نهال تاک میکارد، من نیز بذر کدو را در خاک میکارم.
از تیغ ابروی تو زبس زخم خورده ام
جرأت نمی کنم که بمحراب رو کنم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چشمانت به قدری مجروح و آسیب دیدهام که جرات ندارم به عبادتگاه نگاه کنم.
هرگز مراد من بحصول آشنا نبود
در زیر تیغ عمر ابد آرزو کنم
هوش مصنوعی: هرگز خواستهام این نبوده که با آشنا و دوستان به هم برسم، در عوض، در زیر فشار و سختی زندگی، همیشه آرزو کردهام که عمرم طولانی باشد.
از عقل های کهنه و نو خرمنی شود
گر آستان میکده را رفت و رو کنم
هوش مصنوعی: اگر به میکده بروم و به آنجا پناه ببرم، میتوانم از مجموعهای از اندیشهها و تجربیات نو و کهنه بهرهمند شوم.
گردد بزیر خاک سکندر زشرم آب
دل را اگر بآینه اش روبرو کنم
هوش مصنوعی: اگر آب دل را به آینه نشان دهم، سکندر از شرم در زیر خاک قرار میگیرد.
دشنام و بوسه هر چه عوض می دهی بده
حاشا که با تو بر سر دل گفتگو کنم
هوش مصنوعی: هر چه میخواهی فحش بده و یا بوسه بده، ولی حتماً بدان که من هرگز با تو در مورد احساساتم صحبت نخواهم کرد.
بر صید دیگری نظری کی فتد، که من
در سر نگنجدم که گل چیده بو کنم
هوش مصنوعی: به شکار دیگران توجهی نمیکند، زیرا من در دل خود جایی برای فکر کردن به گلچینی ندارم.
خواهی نشان تیر شوم یا غلاف تیغ
با هر ستم که مصلحت تست خو کنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهی که من مانند تیر شوم یا مانند غلاف تیغ، با هر ظلمی که به صلاح تو باشد، خودم را وفق میدهم و سازگار میکنم.
با تیغ جور ناوک لطفی کلیم هست
تا چاکهای سینه به پیکان رفو کنم
هوش مصنوعی: با تیغ تند محبت، که از آن بهرهمندم، به ترمیم زخمهای قلبم میپردازم.