برگردان به زبان ساده
کشش اوست که ما را بسر کار برد
بلبل از نکهت گل راه بگلزار برد
هوش مصنوعی: کشش و جذابیت اوست که ما را به سوی کار و فعالیت میکشاند. مانند بلبلی که به خاطر عطر خوش گل، در باغ گل جست و خیز میکند.
بر در میکده مستی بترنم می گفت
باده آبیست که از آینه زنگار برد
هوش مصنوعی: در دروازه میکده، مستی میسرایم و میگویم که شراب، آب زلالی است که زنگار آینه را پاک میکند.
سود این داد و ستد چیست که در خلوت قرب
فرصت حرف دهد قوت گفتار برد
هوش مصنوعی: فایده این معامله چیست که در تنهایی نزدیک به خدا، زمان برای سخن گفتن فراهم میشود و قدرت بیان قویتر میگردد؟
استخوانم نشود پیش خدنگ تو سفید
گر نه زخمم گرو خنده ز سوفار برد
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم که استخوانهایم در برابر تیر تو بیفایده و بی رنگ شود؛ چرا که هر زخمی که میزنید میتواند زمینهساز خندهها و شادیهایی باشد که برایم ایجاد میشود.
یک چمن آب خورد از عرق خجلت گل
نکهت زلف تو گر باد بگلزار برد
هوش مصنوعی: چمن به خاطر خجالت از بوی دلانگیز زلفهای تو، از عرق خود آب میخورد. اگر باد تو را به گلزار ببرد، باز هم به یاد تو خواهد بود.
مژه را داد ز کف چشم تو در آخر حسن
ترک مفلس چو شود تیغ بازار برد
هوش مصنوعی: چشم تو زیباییاش را از دست میدهد و مژهات مانند تیری در بازار عشق به دلهای عاشقان میزند، در حالی که محبوب فقیر و بینصیب میماند.
شور بختیم و شهید لب او کاش کسی
استخوانهای مرا سوی نمکزار برد
هوش مصنوعی: ما به طرز بدی از زندگی خود رنج میبریم و دلمان میخواهد که کسی استخوانهای ما را به سوی محل آرامش و یاد آن معشوق ببرد.
تاب بیداد کلیم اینهمه چون می آرد
گر نه دل میدهدش آنکه دل از کار برد
هوش مصنوعی: کلیم (موسای پیامبر) با تمام این مصیبتها و ناملایمات چهگونه تحمل میکند؟ مگر آنکه دل او را به سوی خداوندی میسپارد که دل را از هر درد و رنجی رها میکند.