برگردان به زبان ساده
بعهد جور تو دل ترک آه و افغان کرد
بجرم بی اثری ناله را بزندان کرد
هوش مصنوعی: به خاطر ستم تو، دل من از شدت درد و اندوه فریاد زد و حالا بیاثر بودن نالههایم را به زندانی تبدیل کردهاست.
درون سینه بذوقی نشست ناوک او
که ناله را ز برون آمدن پشیمان کرد
هوش مصنوعی: در دل من محبت و ذوقی ایجاد شده است که باعث میشود انسان از بیان احساسات خود پشیمان شود و دیگر نالهای از دلش برنخیزد.
بهوش باش دلا آه شعله ناک مکش
کنون که ناوک او سینه را نیستان کرد
هوش مصنوعی: ای دل، هوشیار باش! آتش عشق را سرد نکن، زیرا تیر احساس او، سینهات را میدرد.
بچشم روشنی داغهای کهنه روم
تبسمش نمک تازه در نمکدان کرد
هوش مصنوعی: نگاه من به زخمهای قدیمیام روشنی میبخشد و تبسم او مانند نمک تازهای است که به نمکدان افزوده میشود.
همان بقیمت جان می خرند از لب او
چه شد که گریه من نرخ گوهر ارزان کرد
هوش مصنوعی: آنها جان خود را به قیمت لبان او میخرند. چه شده که اشک من، ارزش گوهر را کم کرده است؟
برو در آید اشکم چو طفل نو رفتار
اگر چه در طلبش طی صد بیابان کرد
هوش مصنوعی: برو و ببین که چگونه اشک من مثل یک کودک تازه متولد شده سرازیر میشود، هرچند که من در پی او صدها بیابان را طی کردهام.
بدان مثابه که خیزد سخن زروی سخن
کسیکه یاد مرا برد یاد نسیان کرد
هوش مصنوعی: بدانید که وقتی کسی درباره من صحبت میکند، این مانند این است که یاد او را فراموش کردهام.
نم سرشک لب تشنه را گشاد از هم
کلیم آخر ما را ز گریه خندان کرد
هوش مصنوعی: نم اشک لب تشنه را باز کرد، کلیم آخر ما را از گریه به خنده آورد.