برگردان به زبان ساده
بیا که بیتو سیاهی ز چشم روشن شد
ز گریه دیده ما همچو چشم روزن شد
هوش مصنوعی: بیا که غم و اندوه در چشمان ما نمایان شده است، به گونهای که اشکهای ما به روشنایی روز مانند شدهاند.
جدا ز لعل لبت جام ماتمی دارد
زدم چو بر لبش انگشت گرم شیون شد
هوش مصنوعی: از لبی که چون لعل میدرخشد، درد و غم را احساس کردم و زمانی که بر لبش انگشت گذاشتم، به یکباره فریاد و نالهاش بلند شد.
برای سوختن آماده ام چنانکه کسی
اگر بر آتش من آب ریخت روغن شد
هوش مصنوعی: من برای سوختن آمادهام، مانند کسی که اگر بر آتش من آب بریزد، آن آب تبدیل به روغن میشود.
قفس بدیده مرغ اسیر تاریکست
چه شد که بام و در او تمام روزن شد
هوش مصنوعی: مرغی که در قفس گرفتار است، در تاریکی به سر میبرد و نمیداند که چرا تمام راههای خروج از قفسش بسته شده و هیچ نوری به آن راه نمییابد.
زچاک پیرهن آن بهینه را ببین ای بخت
سری ز خواب برآور که صبح روشن شد
هوش مصنوعی: از روزنههای پیرهن او، زیباییاش را ببین. ای بخت، از خواب بیدار شو که صبح روشن شده است.
زبسکه بر سر هم ریختیم و سبز نشد
بزیر خاکم تخم امید خرمن شد
هوش مصنوعی: ما آنقدر تلاش کردیم و زحمت کشیدیم، اما نتیجهای نگرفتیم. اکنون به زیر خاک رفتهام و امیدم به harvest و محصولی بزرگ است.
خیانت است اگر در ره بهشت نهی
کلیم پای تو هر وقت وقف دامن شد
هوش مصنوعی: اگر کلیم (موسی) را در راه بهشت متوقف کنی، این کار خیانت است؛ زیرا او همیشه باید در حال حرکت و تلاش باشد.