برگردان به زبان ساده
گل در چمن بجز خار در پیرهن ندارد
آب و هوای راحت خاک وطن ندارد
هوش مصنوعی: گل در چمن تنها خار را میشناسد و آب و هوای دلپذیر فقط در خاک وطن وجود دارد.
ترک کلاه تجرید بر هیچ سر نچسبد
بتخانه تعلق یک بت شکن ندارد
هوش مصنوعی: اگر کسی در عالم مجردات (خیالی و روحانی) باشد، هیچ چیز مادی به او نمیچسبد و نمیتواند او را محدود کند. زیرا وابستگی به چیزهای مادی و دنیوی، برای کسی که از قید و بندها رها شده، بیمعناست و او به راحتی از آنها میگذرد.
باشد برای طفلان مینا ز باده بهتر
در چشم اهل دنیا جان قدر تن ندارد
هوش مصنوعی: در نظر مردم دنیا، جان انسان ارزش چندانی ندارد، اما برای کودکان معصوم، شراب دلنشین میتواند از همه چیز بهتر باشد.
بینند اهل ظاهر تن را طفیل جامه
فانوس ره ببزمی بی پیرهن ندارد
هوش مصنوعی: آدمهای ظاهربین فقط بدن را میبینند و مانند فانوس که فقط نور میافشاند، در مجالس میدرخشند. اما کسی که بدون پیرهن یعنی بدون ظواهر و زرق و برق دنیا باشد، در واقع چیزی ندارد که به چشم بیفتد.
در سرنوشت بختم خط مسلمی نیست
گم می کنم رهی را کان راهزن ندارد
هوش مصنوعی: در زندگیام سرنوشت مشخصی ندارم و نمیتوانم راهی را پیدا کنم که مانع از دست دادنام شود.
در برگریز تجرید باشد بهار ارواح
خوش وقت مرده ای کو رنگ کفن ندارد
هوش مصنوعی: بهار زمانی معنا دارد که روحهای پاک و زندهای در میان باشند، اما اگر کسی مرده و بیروح باشد، حتی زیباییهای بهار هم به چشم نمیآید، چون آن شخص رنگ و زندگی ندارد.
تا کار تیشه آید از ناخن تفکر
گوهر بکان معنی آخر شدن ندارد
هوش مصنوعی: همانطور که کار تیشه در دست کسی به نتیجهای میرسد که از تفکر و دقت برخوردار است، درک عمیق و اندیشیدن به مسائل نیز هرگز به پایان نمیرسد و همواره میتواند به معرفت و معنای جدیدی منجر شود.
از بحر فیض گردد قانع بقطره ای حیف
سرمایه ترقی دزد سخن ندارد
هوش مصنوعی: اگر کسی از دریای نعمت تنها به یک قطره راضی باشد، جای تأسف دارد که سرمایه رشد و پیشرفت را میدزدد و بیصدا میگذرد.
از پاره چوب یک کلک سر کرد چارپاره
گرچه کلیم دستی در هیچ فن ندارد
هوش مصنوعی: با استفاده از یک تکه چوب، یک قایق ساخته شد. هرچند که کسی که این کار را کرده، در هیچ یک از فنون مهارت خاصی ندارد.