برگردان به زبان ساده
مرغ دلم که روشن ازو چشم دام بود
کشتی باین گناه که بیدانه رام بود
هوش مصنوعی: پرنده دل من که در چنگال گرفتار شده بود، به خاطر این گناه به دریا افتاد که به راحتی در دام عشق افتاده بود.
دیدم ز بیقراری خود در ره طلب
آسایشی که قافله را از مقام بود
هوش مصنوعی: من به خاطر بیتابیام در مسیر جستجوی آرامشی که کاروان را از جایش میبرد، به حال خود پی بردم.
بگذر ز نام و ننگ که رسوائی آورد
پیوسته روسیاه نگین بهر نام بود
هوش مصنوعی: از انتقاد و بینامی بگذر، زیرا همیشه رسوایی با خود میآورد. در واقع، بدنامی به خاطر اسم و شهرت است.
در هند تیره بختی وارون است کار
زان شهد لب همیشه دلم تلخکام بود
هوش مصنوعی: در هند، کارهای من به شکلی بد شگون پیش میرود و از آن شهد شیرین لبان معشوق، دلم همیشه تلخ و آزرده است.
هرگز نگشت قابل زخم تو مدعی
پیوسته آب تیغ تو بر وی حرام بود
هوش مصنوعی: هیچگاه کسی نتوانسته است زخم تو را تحمل کند، زیرا همیشه تیغ تو بر او حرام بوده است.
تا دل نظر بخال تو افکند شد اسیر
مسکین خبر نداشت که این دانه دام بود
هوش مصنوعی: دل من وقتی که به خال زیبای تو نگاه کرد، بیخبر از اینکه این زیبایی یک دام فریبنده است، به اسیری در آمد.
زآب سیل تیغ تو قسمت نیافتم
کز تشنگان بر آن لب جو ازدحام بود
هوش مصنوعی: از آب سیل تیغ تو نتوانستم بهره ببرم، زیرا از تشنگان زیاد به سمت آن لبه جو هجوم آورده بودند.
امید بوسه ات چه نمک داشت ای کلیم
زان لب که منفعل زجواب سلام بود
هوش مصنوعی: امید به بوسه تو چه خوشایند بود، ای کلیم! آن لبهایی که از پاسخ سلام تو به وجد آمده بودند.