برگردان به زبان ساده
کجاست بخت که تنگش کسی ببر گیرد
نگین لعل لبش نقش بوسه بر گیرد
هوش مصنوعی: کجاست آن روزگار خوب که کسی بتواند خوششانسیاش را به دست آورد و با فشردن دندانههای زیبای لبانش، یادگاری از عشق بر جای بگذارد؟
چنین که صحبت من با زمانه در نگرفت
عجب که بر سر خاکم چراغ در گیرد
هوش مصنوعی: چنانچه گفتگوی من با دنیا اثر نگذاشت، عجیب است که بر سر خاکم روشنایی افروخته شود.
بغیر اشک کسی حال دل نمی داند
همیشه طفل ز دیوانگان خبر گیرد
هوش مصنوعی: تنها اشک میتواند احوال دل را نشان دهد و هیچکس دیگری نمیتواند از احساسات درونی باخبر باشد. همیشه باید به حرفهای دیوانگان گوش داد؛ زیرا آنها معمولاً از حال و روز واقعی آگاهترند.
همای تربیت عشق جانور کندش
اگرچه بیضه فولاد زیر پر گیرد
هوش مصنوعی: اگر عشق انسان را تربیت کند، حتی اگر در شرایط سخت و بیرحمانهای قرار گیرد، باز هم میتواند تحول یابد و به بالندگی برسد.
نه آن دهان بشکایت گشاده زخم ستم
که سعی بخیه لبش را بیکدگر گیرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی نمیتواند در مورد درد و زخمهای خود صحبت کند و از اینکه این زخمها را پشت سر بگذارد، تلاش میکند. او میخواهد زخمها و غصههایش را به همدیگر پیوند دهد و از نمایش آنها به دنیا پرهیز کند.
من آن نیم که کند یار اجتناب از من
همیشه صحبت آتش بشمع در گیرد
هوش مصنوعی: من شخصی هستم که وقتی یار از من دوری میکند، همیشه به یاد او و احساساتم میافتم؛ مانند شمعی که در کنار آتش روشن میشود و شعلهور میگردد.
بنای خانه آسودگی کلیم نهاد
کزین خرابه همین خشت زیر سر گیرد
هوش مصنوعی: کلیم به ساختن خانهای برای آرامش و آسایش خودش میپردازد، تا از این ویرانی، همین چند آجر را به عنوان سرپناهی برای خود داشته باشد.