برگردان به زبان ساده
چو قرعه در تن زارم یک استخوان نبود
که پشت و رو زخدنگ جفا نشان نبود
هوش مصنوعی: وقتی که دچار درد و رنج هستم، هیچ استخوانی در بدنم نیست که اثر زخمها و آزارها را نشان ندهد.
چو چشم فتنه گر خویش نگذرد نفسی
که آن جفا جو در خانه کمان نبود
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه کسی که ما را دچار دردسر کرده، به ما نمیرسد، دیگر هیچ زحمتی در خانهام وجود ندارد.
زفیض دیده پاکم ز آب محرم تر
بگلشنی که درو راه باغبان نبود
هوش مصنوعی: از برکت نگاه پاک من، این گلستان از آب پاکتر است، زیرا در آنجا که باغبان راه ندارد، سرسبزی و زیباییاندیشهام خودنمایی میکند.
نشان گرمروان ره طلب اینست
که گرد نیز بدنبال کاروان نبود
هوش مصنوعی: علامت افرادی که با اشتیاق دنبال هدفی هستند، این است که مانند گرد و غبار، بیهدف و بدون جهت، به دنبال دیگران نمیروند.
زبخت پست، من آن بلبلم که پروازش
اگر بلند شود تا بآشیان نبود
هوش مصنوعی: بخت بیخود و بد را دارم و مانند بلبلی هستم که اگر هم بخواهد پرواز کند، به هیچ آشیانهای نمیرسد.
بهیچ جا سخن از بیوفائیش نگذشت
که خون ز دیده داغ وفا، روان نبود
هوش مصنوعی: در هیچ جا درباره بیوفایی او صحبت نشد، زیرا اشکهایم از عشق و وفا، جاری بود.
اگر زخلق نهفتیم راز عشق چه سود
گر آتشست نهان سوختن نهان نبود
هوش مصنوعی: اگر راز عشق را از مردم پنهان کنیم، چه فایدهای دارد؟ اگر آتش عشق در دل وجود دارد، پنهان بودن آن باعث نخواهد شد که درد و سوز آن کمتر شود.
سرا تهی چو ز سامان شود ز امن پرست
برای خانه به از فقر پاسبان نبود
هوش مصنوعی: وقتی که خانه از امنیت تهی شود، هیچ کس نمیتواند از آن محافظت کند؛ بنابراین بهتر است که در فقر زندگی کرد تا اینکه بیسرپناهی و ناامنی را تجربه کرد.
بصرفه باده خریدن زیان خویشتن است
که می بکس ندهد نشئه گر گران نبود
هوش مصنوعی: خریدن باده برای انسان صرفه ندارد، زیرا که اگر آدمی خیلی مست شود، دیگر نمیتواند خود را کنترل کند و این به ضرر خودش خواهد بود.
کلیم سبحه آنزلف اگر بدست آید
بغیر شکر فلک ورد بر زبان نبود
هوش مصنوعی: اگر رشته سبحه زلف محبوب به دست آید، بدون آنکه سپاس آسمان را به جا آورم، چیزی جز ذکر نمیتوانم بر زبان بیاورم.