برگردان به زبان ساده
شعله آتش حسن تو چو بالا گیرد
فلک انگشت بدندان ثریا گیرد
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو به اوج برسد، آسمان هم به نشانه حسرت، به دندان خود خواهد گزید.
کاهش عشق ز بس جسم نزارم بگداخت
رنگ در چهره من پرده بسیما گیرد
هوش مصنوعی: عشق من به خاطر وضعیت بد جسمانیام کم شده و رنگ چهرهام به خاطر این حال و روز، تحت تاثیر قرار گرفته است.
خلوت وصل ترا محرم محروم دلست
چند از بزم تو برون رود و جا گیرد
هوش مصنوعی: کنار تو بودن، دلی که محروم است از عشق، در خلوت خود درگیر است. چندان که از مهمانی تو دور شود و جاگیر شود که دوباره نتواند به آنجا برگردد.
خود اگر گوشه نشین نام جهانگیر خوشست
طرز باید که کسی یاد ز عنقا گیرد
هوش مصنوعی: اگر کسی به گوشهنشینی و زندگی آرام راضی باشد، این شرایط برای او مطلوب است، اما باید به یاد داشته باشد که دیگران هم به روشهای خاصی به زندگی خود ادامه میدهند و میتوانند از وجود چیزهای ارزشمند و معانی عمیق الهام بگیرند.
بوی می مرهم ناسور بود کاش کسی
پنبه داغ مرا از سر مینا گیرد
هوش مصنوعی: بوی شراب دارویی است برای زخمهای عمیق من، کاش کسی درد و رنج مرا از سر معشوق بگیرد و تسکین دهد.
اشک تا هست بخوناب جگر پروردست
دل مرغان قفس زود ز صحرا گیرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که اشک وجود دارد، خوناب جگر باعث پرورده شدن دل میشود. پرندگان قفس، زودتر از صحرا پر میگیرند.
بسکه پست است بمعراج تو گوئی رفته
بخت من آبله ای گر بته پا گیرد
هوش مصنوعی: به قدری سرنوشت من به پایینترین سطح رسیده که گویی شانس من هم به شکل یک آفت دچار شده و تنها در صورتی میتواند پیشرفت کند که به چیزی بیارزش مانند آبی بر روی پا دست بزند.
با چنین طالع وارون چه توان کرد
زهر تا چند کس از دست مسیحا گیرد
هوش مصنوعی: با چنین سرنوشت بدی چه کار میتوان کرد؟ تا چه زمانی میتوان زهر را تحمل کرد وقتی که تنها مسیحا میتواند کمک کند؟