برگردان به زبان ساده
بت پیمان شکن دم از وفا زد
اثر نقشی بر آب گریه ها زد
هوش مصنوعی: بت عهد و پیمان را نقض کرد و به وفای خود سخن گفت. ولی در حقیقت، فقط تاثیر اشکها و غمها را بر روی آب نشان داد و هیچ چیز پایدار نبود.
خوشا آسایش دردی که ما را
چنان گیرد که نتوان دست و پا زد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در آرامش و راحتی زندگی میکند و درد و رنجی که دارد، آنقدر شدید است که نمیتواند حتی حرکتی کند.
ز درد رشک همکاران کبابیم
بمجلس اشک شمع آتش بما زد
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت همکاران، ما در عذاب هستیم و در مجلس، اشک مثل شمع بر ما میبارد.
ز بخت تیره روز هر که شب شد
بجای شمع آتش در سرا زد
هوش مصنوعی: در نتیجه بداقبالی، هر کسی که به شب رسید، به جای اینکه شمع روشن کند، آتش به خانهاش آورد.
چرا آب بقا نبود سیه روز
که راه راحت آباد فنا زد
هوش مصنوعی: چرا آبی برای زندگی و ادامه حیات وجود نداشت، هنگامی که راه آسان و راحت به ویرانی و نابودی فراهم شد؟
قمار پاکبازی خوش نشین شد
دوشش فقرم ز نقش بوریا زد
هوش مصنوعی: شخصی که در بازی قمار میخواهد برنده باشد، حالا در کنار من نشسته و من در فقر و تنگدستی نیز غرق شدهام.
شکر خند گل ساغر صدا داشت
حریفان صبوحی را صلا زد
هوش مصنوعی: گل شکرین لبش مانند جامی بود که صدای دلنوازی داشت و مستی را به دوستانش اعلام کرد.
خدنگ آه چون تیر هوائیست
کزو نتوان شکار مدعا زد
هوش مصنوعی: خود را به یاد بیاور که درد و اندوه مانند تیری بیهدف است که نمیتوان با آن به آرزوهای خود دست یافت.
سموم عشق رخت هستیم سوخت
در آن وادی که مجنون را هوا زد
هوش مصنوعی: عشق همچون هوای سمی است که باعث سوختن جانم شده، در همان سرزمین که مجنون به دیوانگی عاشق شد.
کلیم از مطلب نایاب بگذشت
به دست آورده را هم پشت پا زد
هوش مصنوعی: کلیم به موضوعی نایاب و ارزشمند رسید، اما به آسانی از کنار آن گذشت و حتی به آن چه به دست آورده بود نیز بیاعتنایی کرد.