برگردان به زبان ساده
بسمل ز تیغ او بطپیدن نمی رسد
از کشتگان کفن ببریدن نمی رسد
هوش مصنوعی: چون به تیغ او زخم میزنند، جانداران نمیتوانند از درد بگریزند و از لایههای کفن نیز آزاد نمیشوند.
چون خنده گلست زبس ضعف ناله ام
کز لب چو بگذرد بشنیدن نمی رسد
هوش مصنوعی: خندهی گل به قدری زیبا و لطیف است که نالهام به خاطر ضعف، از لبی که عبور میکند، به گوش کسی نمیرسد.
گر پاشکسته نیستی این راه سر مکن
رهرو بکام دل بدویدن نمی رسد
هوش مصنوعی: اگر در زندگی دچار مشکل و شکست نشدهای، این مسیر را ادامه نده. کسی که در جستجوی خوشبختی و رضایت است، به هدفش نخواهد رسید.
از بسکه برق تشنه لب آب و خاک اوست
کشت امید ما بدمیدن نمی رسد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه زمین و آب او به شدت نیازمند و تشنه است، امید ما به باروری و رشد نمیرسد.
جائیکه نرگس تو بود نوبهار را
در چشم لاله سرمه کشیدن نمی رسد
هوش مصنوعی: در جایی که زیبایی و جذابیت تو وجود دارد، گل لاله امکان ندارد بتواند به اندازهی چشمهای تو زینتبخش و جلوهگر باشد.
گوش گران پیکر دهریم و نزد ما
پیغام آشنا برسیدن نمی رسد
هوش مصنوعی: ما در دنیایی پر از مشکلات و چالشها زندگی میکنیم و به همین خاطر پیامهای محبت و دوستی به راحتی به ما نمیرسند.