برگردان به زبان ساده
به بزمت شب خوش آن عاشق که سرگرم فغان افتد
شود چون صبح روشن راست چون شمع از زبان افتد
هوش مصنوعی: در شب خوشایند عاشق، وقتی که به فریاد و ناله مشغول میشود، مانند صبح روشنی که میتابد، احساسش به گونهای است که همچون شمعی که از زبان میافتد و خاموش میشود.
چمن از بس که تاریکست بیشمع جمال او
فروزم گر چراغ ناله مرغ از آشیان افتد
هوش مصنوعی: چمن به قدری تاریک است که اگر روشنی چهره او نبود، شب را احساس میکردم. حتی صدای پرندهای که از لانهاش میافتد هم نمیتواند این تاریکی را روشن کند.
به خلوت هم نقاب از چهره هرگز برنیندازد
مبادا شمع را زین بیشتر آتش به جان افتد
هوش مصنوعی: باید در خلوت هم از روی خود حجاب رفع نکنم، زیرا ترس دارم که شعله عشق در دل بیشتر شعلهور شود.
قبول عشق اگر داری طمع، از خرمی بگذر
که گل چون بشکفد اینجا ز چشم باغبان افتد
هوش مصنوعی: اگر به عشق ورزیدن فکر میکنی، باید از خوشیها و لذتها بگذری. چون وقتی گلی شکوفا میشود، ممکن است زیباییاش توجه باغبان را جلب کند و او به آن نگاه کند.
اگر بر هم خورد عالم همان بر جای خود باشم
نخواهد بردنش گر سایه در آب روان افتد
هوش مصنوعی: اگر جهان به هم بریزد و همه چیز تغییر کند، من محکم و ثابت در جای خود باقی میمانم و هیچ چیزی نمیتواند مرا نابود کند حتی اگر سایهای در آب جاری بیفتد.
به سوز سینه پرناوکم گاهی نگاهی کن
تماشا دارد آن آتش که اندر نیستان افتد
هوش مصنوعی: گاهی با نگاهی به درد و سوز دلم توجه کن، زیرا آتش درد و شوقی که در وجودم هست، همچون آتشی میماند که در یک نای (نی) میافتد و زیبایی خاصی دارد.
کلیم از چشم یار افکند این بخت سیه ما را
الهی کوکب بختم ز بام آسمان افتد
هوش مصنوعی: کلیم از نگاه محبوبش این بدبختی و شقاوت را بر ما روا داشت. کاش ستاره بخت من از آسمان بر زمین فرود بیفتد.