برگردان به زبان ساده
سالک نه ره بگم شده از جستجو برد
باید بخود فرو شود و پی باو برد
هوش مصنوعی: انسانی که در مسیر معنویت گام برمیدارد، در حین جستجو و تلاش برای یافتن حقیقت، باید به درون خود توجه کند و به عمق وجودش نظر کند تا راه را پیدا کند.
تن پروری که راحت زخم ترا شناخت
بی آب لقمه ای نتواند فرو برد
هوش مصنوعی: کسی که تن پرور و راحت طلب باشد، حتی اگر زخم دردناکی را بشناسد، نمیتواند بدون آب لقمهای را فرو ببرد.
خونابه اش گلاب فشاند به پیرهن
زخم کسیکه از گل روی تو برد
هوش مصنوعی: خونابهاش به مانند گلزاری روی پیراهن زخم کسی که از زیبایی تو برداشت کرده، پاشیده شده است.
هر کس امین گنج قناعت نمی شود
این فیض خاص را دل بی آرزو برد
هوش مصنوعی: هر کسی که ارزش قناعت را درک نکند، قادر نخواهد بود از این نعمت ویژه بهرهمند شود؛ فقط دلهای بیخیال و بدون آرزو میتوانند از آن بهره ببرند.
صبرم چو آبروی عزیزان جور تو
جائی نرفته است که کس پی باو برد
هوش مصنوعی: صبر من مثل آبروی عزیزان است که هیچ جا نمیرود و هیچ کس هم از آن باخبر نمیشود.
گلدسته ای زشعله به بندد بسان شمع
گر تحفه ای کسی بر آن تندخو برد
هوش مصنوعی: گلدستهای که شبیه شمع شعلهور است، اگر کسی هدیهای به آن تند و تیز بیاورد، آن را خاموش میکند.
جائیکه ترک چشم تو گردد بهانه جو
سر را بمزد ریختن آبرو برد
هوش مصنوعی: جایی که زیبایی چشمان تو باعث بهانهجویی میشود، سر را باید به خاطر حفظ آبرو روی آب بریزم.
از کوه غم به بند بخود لنگری کلیم
تا چند سیل اشک ترا کو بکو برد
هوش مصنوعی: از زحمات و دردهای زندگی مثل کوهی بزرگ پر شدهام. من باید خودم را نگهدارم و از این وضعیت رهایی پیدا کنم. تا کی باید اشکهای بیپایانی را جاری کنم؟