برگردان به زبان ساده
عیب را کی به پناه هنرم جا باشد
درد میخانه من بر سر مینا باشد
هوش مصنوعی: عیب هنرمند را نمیتوان پنهان کرد، زیرا درد و رنجی که او از آن رنج میبرد، در عین زیبایی و ظرافتی که در کارش دارد، نمایان است.
چون کشی خنجر کین بخت نگین می خواهم
که ز زخم تو نشان بر همه اعضا باشد
هوش مصنوعی: زمانی که خنجر انتقام را به کار میبردی، آرزو دارم که آن زخم نشانی بر تمام بدنم بگذارد.
کرده ام شرط که پا را نکشم جانب شهر
سرم آنروز که در دامن صحرا باشد
هوش مصنوعی: توافق کردهام که به سمت شهر نروم، زمانی که دلتنگی و زیباییهای طبیعت در دامن صحرا وجود داشته باشد.
از همان بزم که جز من دگری راه نداشت
بایدم رفت که بهر دگران جا باشد
هوش مصنوعی: از همان مهمانی که هیچ کس جز من در آن راهی نداشت، باید بروم چون باید برای دیگران جایی باشد.
اغنیا بهره ز اندوخته خود نبرند
که همین خشک لبی قسمت دریا باشد
هوش مصنوعی: ثروتمندان از ذخیرههای خود بهرهای نخواهند برد، زیرا همین مقدار اندک و خشک نیز میتواند به اندازه دریا ارزشمند باشد.
همچو رگ در قدم راهروان سبز شود
خار سیراب گر از آبله پا باشد
هوش مصنوعی: اگر در راه رفتن، پای انسان درگیر مشکلات و سختیها باشد، مثل این است که خارها نیز در کنار او سرسبز و شاداب میشوند. این به نوعی بیانگر این است که مواجهه با رنج و دشواریها میتواند به رشد و بالندگی منجر شود.
ما که باشیم که کس جانب ما را گیرد
اینقدر بس که شکست از طرف ما باشد
هوش مصنوعی: ما کی هستیم که کسی به ما توجه کند؟ فقط همین کافیست که شکست و ناکامی از طرف ما باشد.
ز آتش داغ گر افروخته دستم چه عجب
که کلیمم من و اینم ید بیضا باشد
هوش مصنوعی: اگر دستانم از آتش و گرما بسوزد، شگفتی ندارد که من خود کلیم هستم و اینجا معجزهای مانند ید بیضا وجود داشته باشد.