برگردان به زبان ساده
غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
بهرچه چشم گشایم بهشت دیده شود
هوش مصنوعی: اگر غبار کوی تو در چشم من بنشیند، هرچقدر که چشمم را باز کنم، انگار بهشت را میبینم.
بغیر من که ببزم وصال راهم نیست
کسی ندیده که پروانه پر بریده شود
هوش مصنوعی: جز من، کسی را نمیبینم که در عشق و وصال به این حال دچار شده باشد، مانند پروانهای که بخواهد از عشق شمع جدا شود و پرش را بریده باشد.
بسر مزن که تنت را چو شمع بگدازد
گلی که از چمن روزگار چیده شود
هوش مصنوعی: به کسی آسیب نزن که وجودش مانند شمع در حال ذوب شدن است؛ گلی که از باغ طبیعت برایت چیده شده، ارزشش را دارد که با محبت و دقت با آن رفتار کنی.
خلاف گفته او تا عمل کنم باید
که پند ناصح پرگو گهی شنیده شود
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم بر اساس آنچه گفت، عمل کنم، باید گاهی به نصیحتهای مکرر او گوش دهم، زیرا ممکن است گاهی به من کمک کنند.
بصبر کوش که گر خار جور گردون را
زپا بر آری در دیده ات خلیده شود
هوش مصنوعی: به تلاش و صبر ادامه بده، زیرا اگر بتوانی مشکلات و سختیهای زندگی را کنار بزنی، ممکن است در عمق وجودت درد و زخمهای جدیدی ایجاد شود.
ز آه و ناله طمع بسته ام که رام شود
چنان شکاری کز دم زدن رمیده شود
هوش مصنوعی: من به خاطر درد و فریادهایم امید داشتم که شکار دلخواهی رام و مطیع شود، به گونهای که از نفس کشیدن بترسد و فرار کند.
برای گردن جان کم زطوق لعنت نیست
زبار منت کس گر قدت خمیده شود
هوش مصنوعی: برای جان انسان هیچ عذابی بدتر از بدبختی و عذاب نیست، حتی اگر سر او به خاطر مشکلات خمیده شود.
زجوش خون شهیدان اگر در آن سر کوی
کسی بخاک نشیند بخون طپیده شود
هوش مصنوعی: اگر خون شهیدان در آن کوچه بجوشد و بر خاک ریخته شود، همان خون تبدیل به زندگی و حیات خواهد شد.
رسید هر که بحد کمال خواری دید
بلی بخاک فتد میوه چون رسیده شود
هوش مصنوعی: هر کس به کمال خود برسد، او دیگر هیچ خجالت و ذلتی نمیبیند و مانند میوهای که به موقع میرسد، به زمین میافتد.
کلیم پیر شدی وقت آن هنوز نشد
که طفل طبع زشیر هوس بریده شود
هوش مصنوعی: کلیم جان! تو هنوز پیر شدی و وقت آن نیست که از شیر هوس و خواسته های خود جدا شوی؛ همچنان در دلت جوانی و شوق زندگی باقیست.