برگردان به زبان ساده
درین گلشن ز بدخویی گل از آب روان رنجد
نسیمی گر وزد سرو سهی از باغبان رنجد
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، اگر نسیمی به گلها آسیب برساند و یا اگر سرو بلند قد از دست باغبان ناراحت شود، نشاندهندهی بدیخویی است.
کهن شد جرم و رنجش تازهتر گردید طالع بین
که بهر یک گناه آن بیمروت هر زمان رنجد
هوش مصنوعی: جرم و گناه قدیمی شده، اما رنجش و ناراحتی تازهتر شده است. طالعبین، از سرنوشت میگوید که به خاطر هر کدام از این گناهان، آن شخص بیرحم همیشه درد و رنج میکشد.
به سان خنده سوفار عیشم نیست جز نامی
همان را باز پس گیرد زمین گر آسمان رنجد
هوش مصنوعی: حس شادمانی من مانند خندهای زودگذر است و فقط نامی از آن باقی مانده است. اگر زمین از آسمان دلخور باشد، آن شادی را دوباره از من پس میگیرد.
سراپای وجودم بس که خو کردست با دردت
نشان ناوکت گر نیست مغز از استخوان رنجد
هوش مصنوعی: من به قدری با درد تو آشنا هستم که وجودم تماماً درگیر آن شده است. اگر نشانی از تو وجود نداشته باشد، هیچ چیز از من باقی نخواهد ماند.
ز مژگانش مرنج ای دل که در این پرده میمانی
که خواهد داد صلحش دزد اگر از پاسبان رنجد
هوش مصنوعی: ای دل، از مژگان او ناراحت نباش؛ زیرا در این پرده که در آن قرار داری، اگر دزد از پاسبان ناراحت شود، ممکن است صلح و آرامش او را به تو بدهد.
به غیر از ناله محمل که بیفریادرس باشد
چه میآید ز دستش گر جرس از کاروان رنجد
هوش مصنوعی: وقتی محمل (چادر بر دوش شتر) در فریاد و کمک نیست، چه کار از دست او برمیآید؟ اگر جرس (زنگ شتر) هم از کاروان ناراحت باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
در آن محفل که مهمانی تو شمع آزرده برخیزد
بلی دایم طفیلی از سلوک میزبان رنجد
هوش مصنوعی: در آن جمعی که تو حضور داری، حتی شمع هم از حسادت میسوزد و دائماً در سایهات قرار میگیرد و از رفتار و منش تو رنج میکشد.
ز شوخی حسن از بس جلوه در بازار میخواهد
گل از شوق دکان و گلفروش از گلستان رنجد
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت حسن به قدری چشمنواز است که هر روز به بازار میآید. گلها از شوق و اشتیاق برای فروش به دکان و گلفروش میریزد و از باغ گل نیز غمگین میشوند.
کلیم احوال دل از من چه میپرسی نمیدانی
چه باشد حال مخموری کزو ساقی به جان رنجد
هوش مصنوعی: از من حال دل را نپرس، چون تو نمیدانی حال کسی که مست است، به چه حالتی است که از درد جدایی ساقی به جانش میزند.