برگردان به زبان ساده
بدلم اینهمه پیکان ستم بار نبود
گره غنچه گران بر دل گلزار نبود
هوش مصنوعی: دل من اینقدر از ظلم و سختی آسیب ندیده بود، اما این دلی که در غنچه گرانِ گلزار است، چقدر زخمخورده و پر غم است.
دل و جان صبر و شکیب از شب هجرت چه کشد
داغ آسایش بختیم که بیدار نبود
هوش مصنوعی: دل و جان چگونه تحمل میکنند در شب هجرت، دردی که باعث میشود آرامش و خوشبختی ما از بین برود، در حالی که بیدار نیستیم.
شرح هجران تو میکرد بنامت چو رسید
خامه را با دو زبان قوت گفتار نبود
هوش مصنوعی: وقتی نام تو را با دو زبان مینوشتم، قادر نبودم به خوبی از دلتنگی و دوری تو سخن بگویم.
در ازل دشمن سامان شده ویرانه ما
در اگر بود درین غمکده دیوار نبود
هوش مصنوعی: در آغاز، دشمن سرنوشت ما را به ویرانی کشانده است. اگر در این مکان پر از غم دیواری وجود داشت، وضعیت ما اینگونه نبود.
عشق جائی که صف آراست بخونریزی من
خنده از بیم بلا بر لب سوفار نبود
هوش مصنوعی: عشق در جایی که جنگ و جدل برقرار است، به جای اینکه من بخندم، از ترس خطر بر لبانم هیچ نشانی نیست.
کس ندانست که چشم توجه بیماری داشت
که دوایش بجز از مستی سرشار نبود
هوش مصنوعی: هیچکس نمیدانست که نگاه پرعطش او دلیلی بر بیماریاش بود و درمان آن تنها در نشئگی و شوق فراوان یافت میشد.
بر سرم بخت ز گلزار جهان چونگل شمع
نزد آن گل که وبال سرو دستار نبود
هوش مصنوعی: سرنوشت من همچون گلی در باغ دنیا، به اندازه شمعی است که در کنار گل میدرخشد، اما این درخشش نمیتواند بار سنگین سرو را بر دوش بکشد.
ثمر نخل وجودم همه اشکست کلیم
چکنم شعله بغیر از شررش بار نبود
هوش مصنوعی: میوههایی که از وجود من به دست میآید، فقط اشک است. ای کلیم! آیا میتوانم شعلهای را بسوزانم که جز سوزش و عذابی دیگر ندارد؟